امروز مدیر اصلی بهم گفت برم بچهها رو از پارک جمع کنم بعد من رفتم تاب سواری😭 از اونور یکی دیگه از مدیرها داشت خیلی جدی باهام صحبت میکرد و نقدهاش رو میگفت منم همچنان تاب بازی میکردم.
بعد نگران بودم مدیر اصلی من رو تو اون حالت ببینه یهو دیدم خودش سوار یه دوچرخه کوچیکه داره بهزور پا میزنه😭😂
هدایت شده از ناشوناس
📪
https://eitaa.com/lenleyk/225
=)))))
عالییی
📪
https://eitaa.com/lenleyk/226
توقع هرچیزی رو داشتم جز این=)))
🍪:
آدمهایی که با بچهها کار میکنن اینجورین انگار
نويسندههای کتابهای روانشناسی فکر نمیکنن وقتی راههای خودکشی رو تو کتاب ذکر میکنن ممکنه آدمها ایده جدید بگیرن ازش؟