این کارگاه بعد از سه تا کلاسه و من از صبح چایی نخوردم؛ دارم همه رو لیوان چایی میبینم.
من خیلی وقته اهمیت نمیدم حرف درست کسی رو ناراحت میکنه یا نه؛ حالا آدم دوتا اخم بیشتر تحمل کنه.
احساس میکنم تمام ریز عضلاتم پاره شده دلم میخواد بخوابم ولی دفتر کتابهای روی میز میگن "سلام بهونه قشنگم برای زندگی✨💕"