من اهل آشپزی نیستم ولی یه پیچ آشپزی رو فالو کردم چون پسربچهای که آشپزی میکنه لهجش بریتیشه😭
صبح بخیر.
تمام پیامهام رو چک کردم، متوجه تمام کارام شدم؛ همه رو به کتفم گرفتم و رفتم دوباره خوابيدم.
کاش یهچیزی برای ماها که از ایموجی چشم قلبی استفاده نمیکنیم بیاد. من تو پیام قبلی چشمام قلبی بود ولی قطعا اون ایموجی رو نمیفرستم.
محبتهایی که اینجور جاها بهت میشه خیلی خالصه؛ یکی وقتی وایسادی داری خادمی میکنی نخکش چادرت رو باز میکنه، یکی چادرت رو نگه میداره بتونی وضو بگیری و تو هیچکدوم رو نمیشناسی✨
واقعا ایندفعه تمام تلاشم رو کردم که یک قسمت پونزده دقیقهای از سریال رو بدون کار دیگه کردن، بیرون اومدن ازش، رد کردن، تند کردن و هرکار دیگهای انجام بدم؛ خواستم ببینم میتونم فقط برای پونزده دقیقه دووم بیارم یا نه و حقیقتا اندازه پونزده سال گذشت و دیگه نتونستم تحمل کنم؛ پنج دقیقه فقط ازش گذشته بود. احساس مرگ داشت.