من واقعا شیفتهی تناقضم. تناقض توی رنگ لباس با شخصیت، بوی غذا و شکل غذا، حتی تناقض بین جنس و رفتار. تناقض باعث میشه بتونم هر مدلی رو درک کنم و در کنارشون توانایی زندگی کردن رو داشته باشم. هیچوقت انسان هایی که از هر لحاظ تناقض داشتن رو قضاوت نکردم و همیشه دوسشون داشتم.
دچار/ انقضا نداره. بعدی و بعدی و بعدی. همینجوری قطاری ادامه داره. روح رو تسخیر میکنه و جسم رو مثل افسار تو دستش میگیره. شاید حس پرواز بده اما تو اوج زمینت میزنه. دچار که باشی، از همه چیز میترسی. دچار بودن یعنی بیچاره بودن. یعنی من هیچ راهی ندارم جز اون راهی که توش تورو ملاقات کنم. دچار که باشی بیهویت میشی. دچار دزده.