eitaa logo
دهمی های تجربی و ریاضی
388 دنبال‌کننده
589 عکس
581 ویدیو
715 فایل
https://harfeto.timefriend.net/16425179629578 اینجا همه چی بگید در حد توانم انجام میدم برگزاری آزمون های آنلاین گرفتن برنامه درسی از سازنده ایدی مشاور درسی: @Ms_Sahar_Ebadii ایدی کانال مشاوره درسی و زندگی : @Consultant1 ایدی سازنده : @Ms_Sahar_Ebadii
مشاهده در ایتا
دانلود
تصاویر در رابطه با این مبحث هست👇 تبدیل واحد سلسیوس به فارنهایت و کلوین فیزیک دهم
تبدیل درجه حرارت فارنهایت به سانتیگراد در صورتی که خواسته باشیم درجه حرارت لازم را بر حسب سانتیگراد داشته باشیم از فرمول تبدیل این دو درجه حرارت به هم که به شرح ذیل است و با ذکر یک مثال نسبت به هر کدام طریقه عمل مشخص می شود استفاده می کنیم: F = C x 9/5 + 32 حرف F علامت فارنهایت و حرف C علامت سانتیگراد است و اگر بخواهیم بدانیم 250 درجه سانتیگراد چند درجه فارنهایت می شود مقدار آن را در فرمول فوق به شرح ذیل می گذاریم و عمل می کنیم : F = 250 x 5/9 = 450 + 32 = 482 بنابراین همیشه 250 درجه سانتیگراد 482 درجه فارنهایت می شود و بالعکس اگر بخواهیم بدانیم 350 درجه فارنهایت چند درجه سانتیگراد می شود مقدار آنرا در فرمول : C = (F- 32) 5/9 می گذاریم و نتیجه را به دست می آوریم C=(350-32) =318×5/9 =176 بنابراین درجه حرارت مورد دستور را که به فارنهایت گفته شده است ابتدا منهای 32 می کنیم و باقیمانده را بر 5 ضرب و حاصل را بر 9 تقسیم می نماییم نتیجه اینکه درجه حرارت لازم به سانتیگراد از فارنهایت به دست می آید. چنانچه که در مثال فوق 350 درجه فارنهایت را که منهای 32 می کنیم حاصل 318 می شود و این عدد را در 5 ضرب و حاصل را که 1590 است به 9 تقسیم میکنیم نتیجه آن 176 درجه سانتیگراد می شود. فرمول تبدیل واحد ها به یکدیگر سلسیوس(سانتیگراد) به فارنهایتC° = (F° – 32) × 5⁄9 فارنهایت به سلسیوس F° = (C° × 9⁄5)+32 کلوین به فارنهایت K = (F° + 459.67) × 5⁄9 فارنهایت به کلوین F° = K × 9⁄5 − 459.67
https://www.aparat.com/v/F6l5B نوع دیگر تدریس فیزیک دهم مبحث تبدیل واحد سلسیوس به فارنهایت و کلوین
من انتخاب کرده ام شاد باشم حتی وقتی هیچ چیز آن طور که می خواهم نیست ، حتی در اوجِ مشکلاتم من یاد گرفته ام در دلِ بدترین اتفاقات هم بگردم و بهانه ای برایِ لبخند ، پیداکنم من یاد گرفته ام بخندم ، حتی وقتی دلیلی برایِ خندیدن نیست ... آدمِ بی غمی نیستم ، من هم دلم می گیرد ! اما نه منتظرِ کسی می مانم که آرامم کند ، نه در انتظارِ دستی ، که از راه برسد ، و نوازشم کند ... نیازی به دلسوزیِ هیچ کس ندارم ! من خوب کردنِ حالِ خودم را بلد شده ام ... و قوی بودن را ؛ به تمامِ تسلیم شدن ها ترجیح داده ام !
◇ ما وارد دنیایی شده ایم ک ✨ قانون جذب داره و می تونیم براحتی از دنیامون واز زندگیون لذت ببریم ♡ احساس خوبی موقع خرج کردن داشته باشیم تا برکت وارد زندگیتون بشه دنیا پر از فراوانیه وکسی با خرج نکردن ب جایی نمیرسه ✨ پول ، سلامتی ، روابط و..‌‌.... کشیده میشه سمت شما دنیا کار طبیعی خودش انجام می ده و شما قسمتی از همین دنیا هستید ..♡ ♡ پس شاد زندگی کنید وب خوبیها و قشنگیها فکر کنیدواز ناخواسته نگید .. ✨ مهمترین و بزرگترین تغییر : شروع کردن از خودمون 👍 ✨ درونمون روتغییر بدیم تا بیرونمون رو تغییر شده ببینیم 👍
تمامِ نتوانستن‌های زندگی و نشدن‌های اتفاقات همه از خودمان ریشه می‌گیرد. وقتی به عدم امکانِ چیزی فکر می‌کنیم، ذهنمان تلاش می‌کند راهی بیابد تا آنچه فکر می‌کنیم حقیقت یابد تا بعدتر با خیال راحت بگوییم: دیدید؟ می‌دانستم! همه‌ی اتفاقات خوب ممکنند، نه تنها ممکن، حتی ساده و نزدیکند، کافی‌ست باور داشته باشیم!!
بعضی ﭼﻚﻫﺎ ﺩﻭ ﺍﻣﻀﺎ ﺩﺍﺭﻧﺪ؛ ﺗﺎ ﺍﻣﻀﺎﻱ ﺩﻭﻡ ﻧﺒﺎﺷﺪ نقد ﻧﻤﻲﺷﻮﻧﺪ، ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺟﺎﻱ ﺍﻣﻀﺎﯼ ﺩﻭﻡ، ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻫﻞ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﻫﻢ ﺍﻣﻀﺎ ﻛﻨﻨﺪ، ﻫﻴﭻ ﻓﺎﻳﺪﻩﺍﯼ ﻧﺪﺍﺭﺩ؛ ﺑﺎﻧﻚ ﻓﻘﻂ ﺻﺎﺣﺐ ﺍﻣﻀﺎ ﺭﺍ ﻣﻲﺷﻨﺎﺳﺪ... ﺣﺎﻝ، ﺍﺗﻔﺎﻗﺎﺗﯽ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﺑﻴﻔﺘﺪ، ﻣﺜﻞ ﭼﻚ دﻭ ﺍﻣﻀﺎ ﻣﯽﻣﺎﻧﺪ؛ ﻳﻚ ﺍﻣﻀﺎﯼ ﺁﻥ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﺎﺳﺖ ﻭ ﻳﻚ ﺍﻣﻀﺎﯼ ﺩﻳﮕﺮﺵ ﺧﻮﺍﺳﺖ خدﺍﺳﺖ ... ﺗﺎ ﺍﻭ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﻫﻴﭻ ﺍﻣﻜﺎﻥ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﻫﻤﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ...
 🍁 عبور ، بهترین اتفاقِ این روزهاست ، و "جاده" ، زیباترین حالتِ فراموشی 🍁 انگار در حالِ عبور که باشی ، دلواپسی ها فراموشت می شود ، 🍁 فراموش می کنی کجایِ جهان ایستاده ای ، و بی رحمی هایِ زمانه ، از یادت می رود .. 🍁 "جاده" فرصتی است برایِ بی خیالی ، فرصتی برایِ فراغت ، فرصتی برای پرواز ... 🍁 فرصتی است تا برای دقایقی هم که شده ، مزه ی خوشبختی را بچشی ! 🍁 من دلم که می گیرد ؛ غصه هایم را رویِ دوشِ اتوبان می اندازم ، عبور می کنم ، 🍁 آنقدر که تمامِ بغض هایِ ته گرفته ام ، لبخند شوند ،،،آنقدر که بشوم بی خیال ترین آدمِ رویِ زمین 🍁 به عقیده ی من ؛ "جاده" بزرگترین اکتشافِ بشریت بود ! 🍁 یک آرامشِ خط کشی شده ، یک بی خیالیِ طولانی !
سقف آرزوهایم به قدری کوتاه شده که همین لحظه بزرگ‌ترین آرزوی من این است که در یک روستای دورافتاده خانه‌ی گِل‌اندود و کوچکی در دوردست‌ها، بالای کوه داشته‌باشم، جایی دورِ دور و بکرِ بکر و ‌پرشده از درختان تنومند و سبز. هر صبح با آب سرد چشمه‌ای در همان حوالی، تمام تاریکی و بغض‌های جهان را از قاب نازک چشم‌هایم پاک کنم و با چایی که بوی هیزم و آتش گرفته، کام احساسات دلم را شیرین کنم. سقف آرزوهایم آنقدر کوتاه شده که آرزو می‌کنم کاش تمام شهرهای جهان، روستا بود و تمام آدم‌ها روستایی و کسی از بی‌گدار سیاست، سر در نمی‌آورد. دلم می‌خواست روستا نشین بودم و تنها تکنولوژی اتاقم رادیویی بود که شب‌ها زیر نور ماه، قصه‌ی شب پخش می‌کرد.