همزمان از چشمان و گوش و مهتابی اتاقش خون شروع به جوشش کرد و صبح در خون غرق شده بود.
اشتباه.
یاد راهیان افتادم، قرار نیست بریم رایةالهدی.
بدتر از اینکه قم باشی نتونی بری رایةالهدی، اینه که یزد باشی نتونی بری رایةالهدی.
و چه فرشتگان بسیاری که با دیدن مرتبهای که در آن زیست میکنند، از تکبر، فراموش کردن گذشتهشان و یا حتی ترس سقوط کردهاند.