اشتباه.
با بابا نشسته بودیم و نخودفرنگی پاک میکردیم. پرسیدم "بابا بنظرت با این قضایا امام زمان چقدر دیگه ظهور میکنن؟" بابا گفت "انشاءالله که زودتر ظهور کنن."
"نه خب بنظرت چقدر دیگه طول میکشه؟"
"با آشکار شدن این همه ظلم توی دنیا، امیدواریم و انشاءالله که نزدیک باشه. یعنی من احتمال میدم خیلی دیگه طول نمیکشه."
"منم نظرم همینه."
عجیب بود. من همیشه میدونستم امکانش هست ولی بهش فکر نکرده بودم. گفتم "عجیبه" دست از کار کشیدم و به آشغال نخودفرنگیا نگاه کردم. همینجوری داشتم فکر میکردم که یهو بابا گفت "دعا کن زودتر امام زمان ظهور کنن، یه ذکری چیزی به تو یاد بدن که تا گفتی اینا (اشاره به نخودفرنگی) پاک شن."
#خلسه
هدایت شده از Accidents(R.I.P)
But why do I always feel
اما چرا همیشه این حس رو دارم
Like I'm in the Twilight Zone?I always
مثه اینکه من تو منطقه گرگ و میشم؟
feel like somebody's watchin' me
همیشه حس میکنم یه نفر داره منو نگاه میکنه
هدایت شده از بابایپونیو☫ⸯⸯ
+بابامیدونستی بافتنی کردن خیلی حال آدم و خوب میکنه انگار رابطه مستقیم با روانت داره
دنده رو جا میزنه و میگه
-نمیدونستم .
میرم سراغ رج بعدی
+ شاید باورت نشه ولی از دیشب که شروع کردم بافتن ناخداگاه خاطرات خوب بچگیم یادم میاد انگار که فراموش کرده بودم ..
-جالبه!..
شیشه ماشین و پایین میکشم سرم و میزارم لب پنجره و همزمان با دست روسری مو نگه میدارم که هجوم باد اونو با خودش نبره
*فکر میکنم
+شاید باید ازم میپرسدی حالت خوبه ؟
اما پدرم آیا کسی هست که از تو بپرسد "حالت خوبه ؟"..