焚
تو صفحه شطرنج خدا من چی ام؟
دو تا نظریهی فلسفی هست
۱. خدا نقش همه رو تعیین کرده. یکی باید سرباز بشه یکی شاه یکی وزیر یکی اسب یکی فلان. اینجوری نظم دنیا حفظ میشه. استعداد و علاقه هم خودش میذاره توی مهرههاش؛ مثلا یکی عاشق نون پختن میشه و با نونوایی (رسوندن جیره)، سرباز بقیهی مهرههاست.
۲. همه سربازن. استعدادها همه یکسانن و هرکی بخواد میتونه وزیر بشه، اسب بشه و هرچی. اینجا دیگه همش به تلاش خود طرف بستگی داره که برای چه چیزی زور بزنه
بهرحال در هردوی اینها آدم باید به استعداد یا علایقش توجه کنه و تلاششو کنه تا نقش خودشو هرچیزی که هست، درست انجام بده. احتمالا تا بازی شطرنج دنیا رو بهم نریزه
焚
دو تا نظریهی فلسفی هست ۱. خدا نقش همه رو تعیین کرده. یکی باید سرباز بشه یکی شاه یکی وزیر یکی اسب ی
حتی نمیدونم آیا انقدری اهمیت دارم که صرف بد بودنم باعث بشه صفحه بهم بریزه. باور دارم همه مهرههایی که رو این صفحهان به اندازهی خودشون مهمن. اما شاید اگه من هم گند بزنم، بازی بتونه پیش بره. کاش چیزی بیشتر از سرباز بودم که بودنم یکم اهمیت بیشتری داشت. چه آرزوی خودخواهانه و حسرتباری