هدایت شده از Lena's office~
از آلزایمر جوانی میترسیم ولی آیا دقت کردیم چه چیزی ممکنه باعث این قضیه بشه؟ ماهایی که انواع و اقسام فرمول های ریاضی و شیمی و چندین کتاب تاریخ و جغرافیا خوندیم و ادبیات رو سر کلاس موشکافی میکنیم، چطور ممکنه انقدر سریع دچار فراموشی بشیم؟ گشت و گذار در فضای مجازی، فیلم دیدن و چت با بات و یا فرار از واقعیت به هر شکلی، ما رو به این روز میندازه. ترجیح میدیم به جای دوستمون با کرکتر AI حرف بزنیم. به جای اینکه با دوست و خونوادهمون درمورد موضوعی بحث و گفتگو کنیم و بارش فکری انجام بدیم، میریم نظر چت جیبیتی و دیپ سیک رو میپرسیم.
توجیهاتی که میاریم هم مسخره و از روی ترسه . روابط هیچوقت سفید سفید نیستن. ما انسانها کامل نیستیم، همونطور که بقیه به شما ناراحتی وارد میکنن مطمئنا شما هم برای بقیه دلخوری ایجاد کردین. این دلیل بر آدم بده بودن شما و یا اطرافیان نیست. باید یاد بگیریم با نقص های همدیگه کنار بیایم و راهی برای پر کردنشون پیدا کنیم.
انسان اجتماعی به دنیا اومده. ذات انسان به جمعه. یکی کمتر که میشه درونگرا و یکی بیشتر که میشه برونگرا. درونگرا در خلاقیت و مسئولیت فردی استعداد داره و برونگرا در همراهی و راهبری جمع و کارهای جمعی. برعکسش هم هست چون به هر حال آدم موجود پیچیده ایه
هدایت شده از Lena's office~
استفاده از بات برای پیشرفت و کمک گرفتن به خودی خود ایرادی نداره. مثلا خودم برای یادگیری زبان ازش استفاده میکنم. این وقتی به مشکل تبدیل میشه که شما بات رو جایگزین خونواده و دوستانتون بکنین. دیگه نخواین با مردم صحبت کنین، دلتون میخواد از هر موقعیتی که شما رو در معرض ارتباط گیری میذاره فرار کنین. دلتون نخواد با آدمای بیشتری آشنا بشین.
هدایت شده از Lena's office~
مشکل وقتیه که به جای اینکه خودمون قلم و کاغذ برداریم و فکر کنیم، یه پرامپت به بات میدیم تا اون برای خلاقیت ما تصمیم بگیره. قدرت تجزیه تحلیل رو از خودمون میگیریم.چند سال دیگه حتی قدرت انتخاب بین دو تا لباس رو نخواهیم داشت
هدایت شده از Lena's office~
تجربیات فردی شما (بدون استفاده از بات و صرفا قدرت ذهنی و تصمیم گیری خودتون) و تجربیات اجتماعیتون در زمینه حل مشکل و همفکری ، بهتون اعتماد به نفس و هوشمندی میده. هر چقدر همفکری و پردازش نظرات مختلف رو تجربه کنیم، راحت تر با خودمون و بقیه کنار میایم و دید وسیع تری نسبت به دنیای اطرافمون پیدا میکنیم. دیگه دنیا رو در خودمون خلاصه نمیکنیم. متوجه نقش واقعیمون در جامعه میشیم.
هدایت شده از Lena's office~
حتما براتون پیش اومده ده دقیقه قبل امتحان یکی از بچه ها درس رو خلاصه توضیح میده و آخر امتحان همه نمره خوبی میگیرن حتی اونی که لای کتاب رو باز نکرده بود؟ این یک نمونه همفکری اجتماعی هستش. خاصیت ذهن انسان اینه. کسایی که در کلاس و با بحث و گفتگو درس رو یاد میگیرن، درس رو عمیق تر میفهمن و در نتیجه وقت کوتاه تری برای مرور نیاز دارن
هدایت شده از Happy Ending
خب من توی ایتا با اسم مهرا شناخته میشم.
۱۸ سالمه و کنکوری ریاضی ۱۴۰۵ بودم.
وقتی وروردی دبیرستان بودم با الهام گرفتن از چنل قدقد و راهنمایی های عرفانه اولین کانالم یعنی Happy School رو زدم 😭 (یکی از بهترین تصمیم های زندگیم) و روز های خیلی زیادی رو باهاش زندگی کردم و وجودش تبدیل شده بود به یه روتین توی زندگیم. صبح که از خواب پا میشدم اولین کاری که همیشه انجام میدادم پست گذاشتن توی کانال بود و یا روزهایی که با خستگی از مدرسه برمیگشتم اولین کاری که بعد از عوض کردن لباسم میکردم این بود که برای کانال پست پیدا کنم :)
و به مدت تقریبا دو سال این باهام بود تا اینکه سال کنکورم شروع شد و متوجه شدم که نمیتونم همزمان هم درس بخونم و هم روی کانال تمرکز کنم و باید انتخاب کنم. الان نیازه که یه روتین جدید بسازم تا بتونم نتیجه دلخواهم رو توی کنکور به دست بیارم و تصمیم گرفتم کانالم رو بفروشم و تمرکزم رو بذارم روی درسم.
اون روزهای قبل از فروختن هپی رو هیچوقت فراموش نمیکنم 😭 واقعا انگار که داشتم با بچم خدافظی میکردم و بله من چنل نازم رو فروختم و تقریبا بدون سروصدا از ایتا محو شدم و درمورد اینکه اونموقع بدون خداحافظی رفتم عمیقا پشیمونم :(
ولی الان برگشتم و فکر کنم که میخوام بمونم
هدایت شده از Happy Ending