焚
بازارچه خیریه بود و غرفه عرقیجات و همه مشغول خرید با اینکه همه او را شناخته بودند. ولى مثل بقیه ایست
مقایسه کنید با بعضی آقازاده ها که نمیبینیشون چون خارجن. ایشون همیشه بین مردم بودن و خیلیا حتی نمیشناختنش یا اگه میشناختنش هم ایشون مثل یه فرد عادی رفتار میکردن
دیگه وقتی خونتو میسازی و باغچه و خونه زیرزمینیت هم آماده میشه میوفتی به سلاخی و آزار حیوانات