بعد میشینن زل میزنن تو صورت بقیه. شالمو انداختم تو صورتم باز یه پیرزن دقیقا روبروم نشست پاهای لختشو دراز کرد نگام میکرد
هدایت شده از ستاد مبارزه با بیکارا
جوراب طرف تو حلقته اروم سرت رو میاری بالا میکه دخترم ببخشید توهم درحالی که چایی با بوی پا داری میخوری میگی نه خواهش میکنم🙏🏻
هدایت شده از ستاد مبارزه با بیکارا
بدترینشون دوستانی هستن که باردارن. یعنی واقعا بعضیاشون یه سوسول بازیای الکی در میارن.
بدتراز اینا مامان طیاناز و خود طیانازه که عین اسب یورتمه میرن و بلند بلند میکه طیاناز بیرون نری یهو
(به بچه های رو مخ و ناناسی من میگم طیاناز)
هدایت شده از ستاد مبارزه با بیکارا
کلا خوشبحال مرداس. تهش یه اقا ارشام میاد اون وسط با صدای بلند بازی میکنه با دوستاش بقیش سکوته
بخش اول
اینایی که میگن جوونا از دین و مسجد اینا فرارین الاغن. مسجدارو پیرپاتالا اشغال کردن. اگه چندتا مسجد واسه جوونا بزنن و سخنرانا هم جوون باشن و فلان، مطمئنم خیلی از ماها جذب میشن. برنامه ها و سخنرانیا هم زیادی قدیمیه، هم سبک هم متن (شاید فقط برای من). به شخصه حاضرم ساعت ها به یه سخنران جوان با حرف های جدید و به روز گوش بدم ولی پنج دقیقه یه سخنران پیر با حرف های تکراری مغزمو آزار نده. این موضوع درباره دانشگاه و مدرسه هم صدق میکنه. لطفا پیرها رو از کلاس جوونا دیپورت کنید
بخش دوم
جسم داشتن خیلی آزاردهنده ست مثل همیشه. البته مشکل از الاغیت کادر پشت صحنه مراسم ها هم هست که نمیدونن نباید انقدر صدای باند رو زیاد کنن یا سخنرانا که داد میزنن. بهرحال، اینجوری گوشم اذیت میشه و چون الاغن نمیدونن چه حرفی رو چه تایمی بزنن (ساعت ۲ شب طرف داشت میگفت ایران قویه در حالی که شونه و کمر من درحال نابود شدن بودن و هنوز قرآن به سر نگرفته بودیم). و باز بهرحال این دردهای جسم مسخره باعث میشه صبر آدم کم بشه؛ وگرنه من تو حالت عادی کاری ندارم به کسی و اتفاقا دوست دارم بچه ها مسجد بیان و بازی کنن و خاطره خوب تو ذهنشون بمونه. از دست این مسخره بازیای جسم داشتن