焚
خب دیگه برم آماده شم برای دیدن یسری مرغا
سلام بیب من همیشه میخندم و تو خونه با خانواده خوشحالم. ولی از این لحاظ که بالاخره یه جمع دوست داشتنی و ساده پیدا کردم خیلی شیرین بود واسم
وای شرمنده چقدر حرف زده بودید من ندیدم. هم بیبایی که دردودل کردن ببخشن هم اونایی که نقد کردن و فحش دادن. واقعا با قطعی نت تحت فشارم دلم برای دوستام تازه داره تنگ میشه و این بلاتکلیفی بین جنگ واسم خیلی آزاردهنده هست. حاضر بودم تو جنگ بمیرم ولی دوباره تو این بلاتکلیفی نباشم. اینکه معلومه دوباره جنگ میشه ولی نمیدونیم کِی، خیلی روانمو آزار میده. از اخبار کاملا فاصله گرفتم تا به کارام برسم ولی اینکه نت بین الملل وصل نیست باعث میشه هی بفهمم اوضاع روبراه نیست و کلافه شم