焚
منم جلفا بودم. دیوارهای خونمون صورتی بود از بیرون. تو حیاطمون یه حوض آبی کوچیک داشتیم و یه درخت بید.
هروقت رفتی جلفا از طرف من یه دل سیر گل ها رو بو بکش