eitaa logo
لئو
128 دنبال‌کننده
367 عکس
9 ویدیو
0 فایل
ادعایی نیست. پرحرف و بذله‌گو. اینجا خودمم. کی‌ اهمیت میده؟ آدم جالبی نیستم. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_jiizhc3&btn=26
مشاهده در ایتا
دانلود
درمورد یه روز بد حرف نمی‌زدم، من هیچوقت درمورد یه روز بد حرف نمی‌زدم. چیزایی که من دیدم توی کلمات نمی‌گنجید. فهمیدنش برای آدما سخت‌تر از چیزی بود که فکرشو می‌کردم. احمق بودم، احمق بودم که فکر می‌کردم ممکنه بفهمن. یادم نبود که واقعا چقدر تنهام. یادم نبود که باید تا لحظه‌ی آخر عمرم توی همین رنج بمونم، بپوسم، و از بین برم.
سینه‌م احساس سنگینی می‌کنه، بدجور، بدجور.
کاش حداقل راهی بیمارستان می‌شدم، کاش حداقل.
جبر ترسناکه، هر چی بیشتر بخوای باهاش مقابله کنی محکم‌تر زمینت می‌زنه.
شاید اصلا باید در برابر جبر تسلیم بود، مثل همیشه که تسلیم بودم.
عجیبه، هیچ فرصتی واسم نمونده، همه چی داره از دستم می‌ره، فرار می‌کنه.
مغزم شبیه یه چمدون آشفته‌ست، زیپش به زور بسته شده. پر از وسایلی که نه می‌خوام، نه می‌تونم که بندازم‌شون دور. انگار هر چیزی که بهش نیازی ندارم، یه گوشه این چمدون جا خوش کرده. فصل‌های درهمی که هیچ منطقی پشت‌شون نیست، داستان‌های نصفه‌ای که سرانجام ندارن، خاطره‌هایی که خاک روشون نشسته و دیگه حتی تصویرشون واضح نیست، مثل جعبه سیاه یه سقوط، پر از رازهایی که هیچ‌کس نمی‌خواد بشنوه. اما نمی‌تونم ازش خلاص بشم، چون می‌ترسم اگه همه رو بریزم بیرون، یه خالی بزرگ بمونه. جوری که حتی خودم هم نفهمم چی به سرم اومده.
یه سری شبا اون‌قدر قدرت دارن که خاطرات‌و زنده‌تر از همیشه از جلو چشمت رد می‌کنن، آدمایی که رفتن، حسایی که تجربه شدن، فرصتایی که از دست رفتن، خودت؛ اون خود سابق‌ت که نمی‌دونی کی و کجا جا گذاشتی‌ش.
این روزا رو فقط دارم می‌گذرونم. می‌گذرونم تا یا تموم شه و یا تموم شم.