حالمو پرسیده بودی؟ پرسیدن نداره ولی خوبم. هنوز زود گریهم میگیره، هنوز آدما رو میخندونم، هنوز حسود و کلهخراب و دیوونهم. اما نه، هیچی مثل قبل نیست. از اون روز که نشد و نرسیدم و نرسیدیم، دل دیگه دل نشد که هیچ، روزبهروزم بدتر شد. هستم، اما به چشم نمیام، به چشم خودم. شایدم نیستم. بههرحال، همهچی دوره. شایدم من دور شدم از همهچی.
زندگی مثل لباسیه که عاشق طراحیش شدم اما سایزم نبود. مثل مسافرتی که ذوقشو داشتم اما رفتنش جور نبود. مثل مدل مویی که عاشقش بودم اما برای صورت من خوب نبود. مثل آدمی که بهترینم بود ولی ازم دور بود. مثل لباسی که با ذوق سفارش دادم اما چیزی که تحویل گرفتم اون نبود. مثل پیتزایی که مامان قول داده بود بخره اما یادش رفته بود.