نهایتا بتونیم ادای اینکه درست شده رو دربیاریم چون به هرحال ذهن آدمیزاد گولخور خوبیه. باورش میشه، سادهلوحه، احمقه. ای تو روحت آدمیزاد. ای تو روحت.
تصمیم میگیرم با آدما حرف بزنم، تحمل نکنم و بپاشم. توی خودم نریزم که زخما باد نکنن و باز نشن و یادم میاد که اینجا توی دهکدهی غم، دست بالای دست بسیاره. پیامامو پاک میکنم و بازم کنج اتاق، کنار دیوار، موزیک، تنهایی و اشک زیر پتو رو انتخاب میکنم.