eitaa logo
لئو
206 دنبال‌کننده
477 عکس
11 ویدیو
0 فایل
والا ما که ادعایی نداریم. دفترچه‌خاطراتمه. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_5phyd8j&btn=leo
مشاهده در ایتا
دانلود
حالا زندگیم قطار کندیه که داره توی مسیر کهنه‌ی دنیا حرکت می‌کنه و صدای قیژقیژ کردنش روی ریلای پوسیده گوشمو خسته کرده. راستش، گل ناامیدی درونم پژمرده شده ولی ریشه‌ی امیدی‌ام نیست. خنثی‌ترینم. شبیه این می‌مونه که افسار زندگی رو دستم گرفتم اما مقصدی نیست، زندگی می‌ره به هرجا که بخواد و من فقط خودمو گرفتم که ازش نیفتم، جا نمونم، و زیر دست و پای زندگی‌های دیگه له و لورده نشم. زندگی یه افق خاکستری داره، هوا سرد نیست، گرمم نیست، چایی‌ام همینطور. برگا هنوز زرد نیست، ولی سبزم نیست، دل منم همینطور.
پایان‌‌ها برام وحشتناکن. ترجیح می‌دم بزرگ شدنو انکار کنم و پسش بزنم. ترجیح می‌دم خودخواهانه یه مسیرو کش بدم ولی چیزی تموم نشه. من بالغ نیستم، نمی‌خوام که باشم. می‌خوام غرق شم، توی بچگی‌‌ای که دیگه نیست. اما زندگی لعنتی، بازوهامو گرفته و منو می‌کشونه، به سمت همون دنیای تاریک بزرگسالی که ازش فراری‌ام. بزرگ نشید آدم‌ها، پایان‌ها ترسناکن.
نگران نباش، ‌تا سرت به آدم نخوره سنگ نمیشی.
بله، صدای پای پاییز است که می‌آید. با چمدانی از خاطرات در دست و همان نیم‌بوت چرم خاک گرفته که از صندوقچه‌ی قدیمی مادربزرگ برش داشته. قربانی امسالت کیست پاییز؟ این‌بار می‌خواهی عشق را گردن کدام مادرمرده‌ای بیندازی و خانه‌‌ی دنیا بر سرش آوار کنی؟ نکن پاییز، نکن. تو فصل اشک ابرهایی، فصل نقاشی برگ‌ها، فصل آغاز‌های مرده و پایان‌های زنده، تو به اندازه‌ی گاری آقای لبوفروش زیبایی. حالا، نمی‌شود مهربان‌تر باشی؟ نمی‌شود این‌بار گرم باشی، سبز باشی؟ به قول اون گربه‌سیاه کوچیک، پاییز امسالمون قشنگ‌تر باشه.