آدمیزاد بردهی حرکت کردنه. یکجا نشستن آدم رو مریض و فرسوده میکنه. جنگ برای بقا، با فقدان و از دست دادن متوقف نمیشه. با مصدومیت یا رفتن آدما تموم نمیشه، چون بههرحال بازیچهی ایام دل آدمیان است. ولی تهش آدم برای زندگی کردن میجنگه، حتی تو ناامیدترین حال خودش. از عجیبترین تناقضهای دنیاست اینکه باید از درون در سکون باشی تا از بیرون پر قدرت بتونی بدویی و برعکسش. وقتی از بیرون در سکون باشی و بی حرکت زندگی کنی، از درون پر میشی از بی معنایی و مریضی و بیهودگی. این روزها خواهد گذشت و طعم تلخش از روی زبونمون میره. فعلا هم باید دووم آورد و تلاش کرد و ادامه داد.