کدام آینه جز دیدگانِ عاشقِ من
تو را چنانکه تویی، مینماید، ای تصویر..
حسین_منزوی
میدانی؛
گاه گاهی دلم میخواهد به تو بگويم:
آدمها اذيتم كردند، تنهایم، خیلی تنها...
بعد یادم میافتد تو بيشتر از همه اذیتم كردی
و بعد تنهایم گذاشتی :)
-طبیبم گفت:درمانی ندارد دردِ مهجوری-
-غلط میگفت خود را کُشتمُ درمانِ خود کردم-
رفت و بیاو؛
مرگ هم جویای حال ما نشد..
زنـده بـودن را چـنین مشـکل نمیپنداشتم..
-لعنت به منُ عشق تو و هر چه از توست-
-نِفرین به من و هر که تو را لَعن کند یار!-