13965-fa-tosiehaye peyambar.pdf
1.49M
📒توصیه های پیامبر به خانواده
✍احمد رضوان فر
🔹مرجع کتاب: قائمیه اصفهان
🔵-----🌸🌺-----🔴
📚 #کتابخانه_مجازی_حوزه_علمیه_قوچان
https://eitaa.com/libraryhozehghochan
4_5823631244243502280.pdf
3.68M
📗 فلسفه به زبان ساده
✍ جنی تیچمن_کاترین اوانز
📝ترجمه:اسماعیل سعادتی
🔹مرجع کتاب: ......
🔵-----🌸🌺-----🔴
📚 #کتابخانه_مجازی_حوزه_علمیه_قوچان
https://eitaa.com/libraryhozehghochan
🏴🏴🏴🏴 به نام خدا 🏴🏴🏴🏴
«السلام علیک یا اسدالله و اسد رسوله یا حمزه سیدالشهدا»
بوی خون آید از دل صحرا/ خاک عالم به سر چه رخ داده
بین لشگر به پا شده غوغا/ حمزه دیگر ز پای افتاده
مصطفی را خبر کنید آید/ تا که دستان هنده را گیرد
دیر اگر آید از تماشای/ بدن پاره پاره می میرد
یوسفی گیر گرگ افتاده/ وای بر حال پیکر حمزه
فکر پوشاندن تن او باش/ آید از راه خواهر حمزه
زخم این سینه را به هم آور/ بر دعا دست خویش بالا کن
زود بر پیکرش عبا انداز/ فکر گیسوی خواهرش را کن
سرزمین اُحد غبار آلود/ گرچه از شور و گریه ها غوغاست
حمزه و هر بلا سرش آمد/ گوشه ای از غروب عاشوراست
کی به پیش نگاه این خواهر/ تشنه لب سر ز تن جدا کردند
بهر تشییع پیکری بی سر/ ده نفر نعل تازه آوردند
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
«اَلسَّلامُ عَلیْكَ یا اَبَاالْقاسِمِ ابْنَ السِّبْطِ الْمُنْتَجَبِ الْمُجْتَبی اَلسَّلامُ عَلیْكَ یا مَنْ بِِزِیارَتِهِ ثَوابُ زِیارَة سَیِّدِ الشُّهَداءِ یُرْتَجی»
اینجاست خاک ری وَ ملقب به کربلاست
خیلی گران تمام شده، مُلک خون بهاست
هر گوشه زین دیار اگر هیئتی بپاست
پشت قباله و سندش یک سر جداست
زان روز که معامله شد سرزمین ما
ری نیست نام آن و شده وادی البکاء
از آن به بعد فاطمه زین خاک رو گرفت
این سرزمین به گریه عشاق خو گرفت
آنقدر گریه شد که کمی شستشو گرفت
از خانه امام حسن آبرو گرفت
اوضاع را امام حسن رو به راه کرد
زهرا دوباره جانب ایران نگاه کرد
عبدالعظیم آمد و عبد خدا شدیم
با عشق اهل بیت دگر آشنا شدیم
همسایه عزیز دل مجتبی شدیم
در هر طواف زائر کرب و بلا شدیم
پیچیده باز در حرم یار عطر سیب
صلی علی الحسین و صلی علی الغریب
یا ذالکرم عزیز حسن، سید الکریم
امشب ز نام توست سخن سید الکریم
پرده ز رخ کنار بزن سید الکریم
سر می نهم به پای تو من سید الکریم
گریه میان صحن شما مستی آور است
با گریه در حریم حسینی برابراست
پر می کشیم از حرمت محضر حسین
پرواز می کنیم به دور سر حسین
عمری شدیم با مدد خواهر حسین
شب های جمعه هم نفس مادر حسین
فریاد یا بُنَیَ به گوش همه رسید
با قد خم به کرب وبلا فاطمه رسید
فریاد می زند پسر من سرت کجاست
قدت رشید بود بگو پیکرت کجاست
جای لبش که هست ولی خواهرت کجاست
سیمین گلو عزیز دلم حنجرت کجاست
خنجر که کند شد اثرش این گلو شود
مانند گیسوان سرت مو به مو شود
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
شیخ صدوق(ره) از حضرت امام صادق علیه السلام و آن بزرگوار از جدّش حضرت رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم نقل می کند که فرمود:
«اَحَبّ اِخوانی اِلَیَّ علّی بن أبی طالب و أحَبّ أعْمامی اِلیَّ حَمْزَة»
«محبوب ترین برادرانم علی بن ابی طالب و محبوب ترینِ عموهایم حمزه است.» (الأمالی شیخ صدوق ، ص ۵۵۳)
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
سلام علیکم
فرا رسیدن پانزده شوال سالروز شهادت عموی بزرگوار حضرت رسول خدا، حضرت حمزه سیدالشهدا علیه السلام، و همچنین وفات محدث عظیم الشأن، سید الکریم، حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام را خدمت شما همراهان تسلیت عرض می نماییم. 🖤🙏
مکاسب10.zip
20.51M
📗 جزوه مکاسب فقه ۱۰
سطح3
رشته فقه و اصول
⭕️مباحث غنا و لهو و غیبت و توریه و کذب و قیافه شناسی و کهانت و جوائز سلطان و....⭕️
#مکاسب
🔹مرجع کتاب: النفیسه
🔵-----🌸🌺-----🔴
📚 #کتابخانه_مجازی_حوزه_علمیه_قوچان
https://eitaa.com/libraryhozehghochan
1_1343951626.pdf
7.81M
📗 جزوه مکاسب فقه ۱۰
سطح3
رشته فقه و اصول
⭕️مباحث غنا و لهو و غیبت و توریه و کذب و قیافه شناسی و کهانت و جوائز سلطان و....⭕️
#مکاسب
🔹مرجع کتاب: النفیسه
🔵-----🌸🌺-----🔴
📚 #کتابخانه_مجازی_حوزه_علمیه_قوچان
https://eitaa.com/libraryhozehghochan
Ziarat.pdf
3.96M
📘 زیارت
✍ جلال آل احمد
#داستان_مذهبی
🔹مرجع کتاب: کتابیتا
🔵-----🌸🌺-----🔴
📚 #کتابخانه_مجازی_حوزه_علمیه_قوچان
https://eitaa.com/libraryhozehghochan
Mehre-mandegar.pdf
1.84M
📙مهرماندگار
✍مصطفی ملکیان
#اخلاق_شناسی
🔹مرجع کتاب: کتابیتا
🔵-----🌸🌺-----🔴
📚 #کتابخانه_مجازی_حوزه_علمیه_قوچان
https://eitaa.com/libraryhozehghochan
4_5875356475987068427.PDF
1.26M
📕 تربیت فرزند از منظر اسلام
✍ آیت الله حسین مظاهری
📠 ناشر: سازمان تبلیغات اسلامی
🔹مرجع کتاب: ایران بوک
🔵-----🌸🌺-----🔴
📚 #کتابخانه_مجازی_حوزه_علمیه_قوچان
https://eitaa.com/libraryhozehghochan
⭕️ضرب المثل⭕️
«نه شیر شتر، نه دیدار عرب»
🔖درباره داستان این ضربالمثل اینگونه گفتهاند که شبی خانواده ایلیاتی و عربزبان در بیابان برای ساعاتی اتراق کردند. به هنگام شب مقداری شیر شتر را در کاسهای ریخته بودند و در جایی نهاده بودند که در هنگام مراجعت به آن میبینند که کاسه از شیر تهی است و البته به جای آن یک اشرفی گذاشتهاند.
📖از همین رو خانواده ایلیاتی خوشحال میشوند، تصمیم میگیرند تا یک شب دیگر هم آنجا بمانند و در ازای این کاسه شیر، اشرفی بگیرند. ماجرا از این قرار بود که ماری در آن حوالی زندگی میکرد. وقتی که کاسه شیر را دیده به سراغ آن رفته و در ازای آن یک اشرفی گذاشته.
👈القصه این اتفاق شب بعد هم رخ میدهد و البته بزرگ خانواده وقتی متوجه میشود، برای اینکه شب هنگام خانواده از این مار گزندی نبینند، با تبری به او میزند. منتهی به جای سر، دم مار را قطع میکند و مار فرار میکند و شد آنچه نباید میشد.
شب هنگام مار بالای سر پسرش آمد و او را کشت.😔
چند ماهی نگذشت که تمامی اموال و داراییهای خود را از دست دادند و بلاهای متعدد بر سرشان میآمد.😭
🤩تا اینکه روزی و پس از گذشت زمانی چند ماهه دوباره به آن بیابان مراجعت کردند و کاسه شیری در مسیر مار گذاشتند تا اشرفی به دست آوردند. اما مار به زبان آمد که برو ای مرد که مرا دیگر با تو و کاسه شیرت کاری نیست که هر زمان این را میبینم به یاد دم از دست رفتهام میافتم. تو هم بهتر است یادی کنی از پسرک بیچارهات که از کف دادی.
🤑این ضربالمثل را در مواقعی یه کار میبرند که فردی به طمع سودی از پی امری رفته باشد، اما سودی که به دست نیاورد هیچ بلکه چیزی را هم از دست میدهد و ترجیح میدهد دیگر به سراغ آن کار نرود🤑
🔵-----🌸🌺-----🔴
📚 #کتابخانه_مجازی_حوزه_علمیه_قوچان
https://eitaa.com/libraryhozehghochan