eitaa logo
کتابخانه سردار کاظمی نجف آباد
231 دنبال‌کننده
1هزار عکس
200 ویدیو
25 فایل
این کانال با هدف اطلاع رسانی فعالیت های کتابخانه سردار شهید حاج احمد کاظمی،همچنین بازتاب برنامه های ترویجی در حوزه کتاب و کتابخوانی ایجاد شده است. با ما همراه باشید. @libsardar تلفن تماس: ۰۳۱۴۲۴۴۵۳۵۳ پرتال کتابخانه: 104121.samanpl.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از گل یاس
پسری که نامرئی شد پدیدآور: اندرو کلمنتس مترجم: امیر حیدری باطنی ناشر: کتاب‌های شکوفه (وابسته به مؤسسه انتشارات امیرکبیر) تعداد صفحات: ۲۷۲ این داستان هم خواندنی و جذاب است و هم برای نوجوانان حرف‌های خوب بسیاری دارد. جذابیت نامرئی شدن در این اثر به‌صورت یک امتیاز مثبت درآمده و نویسنده توانسته از چنین موضوعی اثری موفق خلق کند. همچنین اهمیت خانواده و نقش حمایتگری آن، توجه به مشکلات دیگران، زیبایی‌ها و زشتی‌های زندگی روزمره، انتخابِ آزادانۀ مسئولیت‌پذیری و یا افتادن در دام تنبلی و... نیز دیگر موضوعاتی هستند که به آنها پرداخته شده است
هدایت شده از گل یاس
ادب حضور (دفتر سوم): اسرار ماه رمضان و مراقبات و مناسک آن، همراه با آداب انس با قرآن کریم پدیدآور: محمدتقی فیاض‌بخش ناشر: فیض فرزان تعداد صفحات: ۲۱۴ «ادب حضور» مجموعه‌ای پنج‌جلدی است که آداب مهم‌ترین ایام سال را از زبان اهل معنا بیان می‌کند. این ایام عبارت‌اند از: سه ماه پر برکت رجب، شعبان و رمضان، اربعین موسوی (ماه ذی‌القعده و دهه‌ی اول ذی‌الحجه) و ایام سوگواری حضرت سیدالشهدا (علیه‌السلام) در محرم و صفر. این اثر به نسبت جامع و لطیف آقای محمدتقی فیاض‌بخش، عصاره‌ی دستورات اخلاقی و عبادی و گاه معارف توحیدی را در خود جای داده است و با مطالب ظریف و دقیقی همراه شده که نویسنده از محضر اساتید اخلاق به‌ویژه مرحوم آیت‌الله سعادت‌پرور دریافت کرده است. ادب حضور بنا بر مکتب تربیتی علامه طباطبائی نگاشته شده و با خاطره و حدیث و حکایات اخلاقی شیرینی همراه است.
✴️ در آستانه بیست‌ویکمین سالگرد تأسیس نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور صورت می‌گیرد؛ کتابخانه‌های عمومی میزبان مردم و مسئولین در طرح «کتابخانه‌گردی» ✴️ در آستانه بیست‌ویکمین سالگرد تأسیس نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، ۷۵۹ باب کتابخانه عمومی در طرح «کتابخانه‌گردی» میزبان مردم و مسئولین است. ✴️ همچنین در بازه زمانی هفته منتهی به سالروز تأسیس نهاد (۱۱ تا ۱۷ اسفندماه) عموم مردم و علاقه‌مندان می‌توانند با مراجعه به «سامانه مدیریت کتابخانه‌های عمومی» (www.samanpl.ir) و پرتال کتابخانه مدنظر، کد تخفیف در عضویت کتابخانه را دریافت کنند. کدهای تخفیف تا پایان سال ۱۴۰۳ برای عضویت اعتبار خواهد داشت. 💠💠💠💠💠💠 خبرهای کتابخانه را از طریق فضاهای مجازی ذیل دنبال کنید: 🔸 کانال بله: https://ble.ir/libsardar 🔸 پرتال کتابخانه: 104121.samanpl.ir 🔸 ایتا: https://eitaa.com/libsardar
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
قابل توجه اعضای محترم کتابخانه ضمن عرض تبریک به مناسبت فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، با استناد به دستورالعمل جدیدِ نهاد کتابخانه های عمومی کشور، ساعت فعالیت کتابخانه ها از تاریخ ۱۲ اسفند تا پایان ۱۴ فروردین ماه به شرح ذیل می باشد: شنبه تا چهارشنبه: ۸ الی ۱۸ پنج شنبه ها: ۸ الی ۱۳ 💠💠💠💠💠💠 خبرهای کتابخانه را از طریق فضاهای مجازی ذیل دنبال کنید: 🔸 کانال بله: https://ble.ir/libsardar 🔸 پرتال کتابخانه: 104121.samanpl.ir 🔸 ایتا: https://eitaa.com/libsardar
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✔️«سید عطاءاللّه مهاجرانی» که وزیر فرهنگ و ارشاد دولت سید محمد خاتمی بود زادهٔ روستای «مهاجران» از توابع اراک است و کتابی دارد به نام «حاج آخوند» که گوشه ای از خاطرات دوران کودکی و نوجوانی خودش با «حاج شیخ محمودرضا امانی» معروف به حاج آخوند در قبل از انقلاب است (این کتاب در کتابخانه سردارکاظمی موجود می باشد). 🔹و اینک خاطره ای از کتاب «حاج آخوند» با عنوان «باغ انگور»: 📚📚📚 «حاج آخوند» از لحاظ سواد و‌ فهم چیز دیگری بود! خوش سخن و باسواد، ادیب و نکته دان؛ دست هایش بسیار نیرومند بود و زندگیش از دسترنج خود و باغِ انگورش می‌گذشت. آقای «اخوان»، همْ مدیر مدرسهٔ ما بود و همْ معلم ما؛ خوبْ درس می‌داد. تا اینکه «یَرَقان» گرفت و در خانهٔ ما بستری شد و از «حاج آخوند» خواهش کرد طبق شرایط و ضوابط، بجایش درس بدهد. «حاج آخوند» روز اول حضور در کلاس گفت: بچه ها! امروز ما می‌خواهیم درباره «خدا»‌ صحبت کنیم. «فرقی ندارد ارمنی باشید و یا مسلمان» همه ما از هر دین و مسلکی با «خدا» حرف می‌زنیم. حالا خیال کنید خودتان تنها نشسته‌اید و می‌خواهید با «خدا» حرف بزنید. از هر کلاسی از اول تا ششم؛ یک نفر بیاید برای ما تعریف کند چطوری با خدا حرف می‌زند؟ و از خدا چه میخواهد؟ در همین حال «مَملی» دستش را بالا گرفت و گفت: اجازه من بگم؟ حاج آخوند گفت: بگو پسرم! «مملی» گالش‌های پدرش را پوشیده بود. هوا که خوب بود پابرهنه به مدرسه می‌آمد. «مملی» چشمانش را بست و گفت: خدا جان! همه زمین‌های دنیا مال خودته؛ پس چرا به پدر من ندادی؟ این همه خانه توی شهر و دِه هست؛ چرا ما خانه نداریم؟ خدا جان! تو خودت می‌دانی ما در خانه‌مان بعضی شب‌ها «نانِ خالی» می‌خوریم. شیر مادرم خشک شده، حالا برای خواهرِ کوچکم «افسانه»، دیگر شیر ندارد. خدا جان! گاو و گوسفندم نداریم. اگر «جهان خانم» به ما شیر نمی‌داد، خواهرم گرسنه می‌ماند و می‌مرد! خدا جان! ما هیچ وقت عید نداریم. تا حالا هیچ کدام از ما لباسِ نو نپوشیده‌ایم و اگر موقع عید «مادرِ هاسمیک»، به مادرم تخم مرغ رنگی نمی‌داد، توی خانه ما عید نمی‌شد! کلاس ساکتِ ساکت بود. «مَملی» انگار یادش رفته بود توی کلاس است. «حاج آخوند» روبروی پنجره ایستاده بود. داشت از آنجا به افق نگاه می‌کرد. بعضی بچه‌ها گریه می‌کردند. «حاج آخوند» آهسته گفت: حرف بزن پسرم! با خدا حرف بزن، بیشتر حرف بزن! «مملی» گفت: اجازه! حرفم تمام شد. «حاج آخوند» برگشت و «مملی» را بغل کرد و‌گفت: بارک الله پسرم! با «خدا» باید همین جور حرف زد. کلاس تمام شد. و حاج آخوند به خانه خود رفت و همان شب با خط خودش نامه ای نوشت که باغِ پدری اش را که بهترین باغ انگور در «روستای مارون» بود، به خانوادهٔ «مملی» بخشید! . 💠💠💠💠💠💠 خبرهای کتابخانه را از طریق فضاهای مجازی ذیل دنبال کنید: 🔸 کانال بله: https://ble.ir/libsardar 🔸 پرتال کتابخانه: 104121.samanpl.ir 🔸 ایتا: https://eitaa.com/libsardar