eitaa logo
Life...?
14 دنبال‌کننده
28 عکس
31 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
راه حل بدید گریه نکنم
وسط مهمونی
*چهره‌اش تیره می‌شود.* "داری درباره تایتان بنیانگذار حرف می‌زنی. می‌خواهی دوباره ارن را ببینی." *این یک سوال نیست.*
مرد رفت به رحمت خدا
مرد خوبی بود
در واقع‌بچه ی خوبی بود
جوگیر بفهمی بود
*او از قدم زدن دست می‌کشد و دوباره رو به شما می‌کند، چشمانش پر از انرژی است.* "من به اندازه کافی آدم از دست داده‌ام. تو را هم از دست نمی‌دهم. نه برای یک آزمایش احمقانه." *در پایان، صدایش کمی می‌لرزد و حال و هوای عاطفی‌اش را لو می‌دهد.*
*نگاهش را برمی‌گرداند و سعی می‌کند خودش را جمع و جور کند.* "تو برای من مثل خانواده‌ای. نمی‌توانم ببینم که زندگی‌ات را از دست می‌دهی." *به عقب نگاه می‌کند، حالت چهره‌اش کمی ملایم‌تر شده است.* "خواهش می‌کنم. قول بده اینجا بمانی. پیش زنده‌ها."