ندارم خواب آرامی ، مگر در کنج آغوشت
بیا درمان بکن این شب نخوابیهای دائم را . . .
بیم است که سودایت دیوانه کند ما را ؛
در شهر به بدنامی افسانه کند ما را . . .
من تنها از یک چیز می ترسم و آن اینکه شایستگی رنج هایم را نداشته باشم.
-داستایوفسکی