تا تو مرادِ من دهی، کشته مرا فراق تو،
تا تو به داد من رسی، من به خدا رسیدهام.
-رهی معیری.
همه خفتند و من دلشده را خواب نبُرد
همه شب دیدهی من بر فلک اِستاره شمُرد
خوابم از دیده چنان رفت که هرگز ناید
خوابِ من زهرِ فراقِ تو بنوشید و بمُرد.
-مولانا .
سایه جان رفتنی استیم بمانیم که چه
زنده باشیم و همه روضه بخوانیم که چه
درس این زندگی از بهر ندانستن ماست
این همه درس بخوانیم و ندانیم که چه
خود رسیدیم به جان نعش عزیزی هر روز
دوش گیریم و به خاکش برسانیم که چه
- شهریار