دل من اگر تو جامش ، ندهی ز مهر ، چاره
به جز آن که سنگ کوبد ، به سر سبو ندارد
به کسی که با تو هر شب ، همه شوق گفت و گو بود
چه رسیده است کامشب ، سر گفت و گو ندارد
چه نوازد و چه سازد ، به جز از نوای گریه
نی خسته ای که جز بغض تو در گلو ندارد
ره زندگی نشان ده ، به کسی که مرده در من
که حیات بی تو راهی ، به حریم او ندارد
ز تمام بودنی ها ، تو همین از آن من باش
که به غیر با تو بودن ، دلم آرزو ندارد . . .
نهنگی دید مرگش را ولی دل به ساحل زد؛
من از پایان خود آگاهم اما "دوستت دارم".
- حسین عاملی .
طرف هنوز لباساش رو مادرش اتو میزنه ، صبحونه نمیتونه درست کنه بعد میاد میگه
من داریوش گوش میدم و چایی میخورم
فقط حالم بده استاد شجریان حالم خوب میکنه و از این قبیل حرفا ..
باشه عزیز فهمیدیم مرد شدی ، شما آقا ، شما تاج سر ، شما کلاسیک باز ، شما از اون قدیمی ها ، ول کن مشتی ☕️🙏🏿 .