اگه اونا میدونستن حرفایی که میزنن مستقیم روی ذهنم تاثیر میذاره، بازم اون حرفارو میزدن؟
بدترین حالتی که ممکنه برای یه آدم پیش بیاد اینه که همزمان هم احساسی باشه و هم منطقی، یعنی قلبش داره مچاله میشها، ولی مجبوره منطقی تصمیم بگیره، بعدش باید روزها و ماهها و حتی سالها بشینه به قلبش توضیح بده که اگه اون کارو نمیکردم بیشتر مچاله میشدی اما مگه قلب حالیشه؟ وقتی دیگه صلحی نباشه بین عقل و قلبت انگار لای منگنهای، چون نه مغزت قلب داره و نه قلبت مغز.