•
به جز آسودن درمانم نیست
من به از هر کس
سر به در می برم از دردم آسان که ز چیست،
•
گوشِه ای از اُتاٰق اُفْتاٰدَم
مِثْلِ بَرگی کِه اَز دِرَخْت
اُفتاد؛
•
«مَرگ»
یِک اِتِفاٰقِ عاٰدی بود
باٰیَد اینْ اِتِفاٰق
می اُفـ..
قلم نوری|𝓵𝓲𝓰𝓱𝓽 𝓹𝓮𝓷
گوشِه ای از اُتاٰق اُفْتاٰدَم مِثْلِ بَرگی کِه اَز دِرَخْت اُفتاد؛ • «مَرگ» یِک اِتِفاٰقِ عاٰدی بو
[یک اتفاق عادی بود_سید احمد حسینی]