صبر کن باران بگیرد میروم
یا که پایم جان بگیرد میروم
صبر کن، من بغض دارم
اندکی گریه ام پایان بگیرد میروم.
از یاد بردن؟ فراموش کردن؟ نه عزیزم، نه؛ من تنها همهچیز را پذیرفته و کنار آمدهام!
طوفان متوقف میشه، شب میگذره، درد و رنج محو میشه و امید هیچ وقت اونقدر گم نمیشه که نشه دوباره پیداش کرد.
صبر کن باران بگیرد میروم
یا که پایم جان بگیرد میروم
صبر کن، من بغض دارم
اندکی گریه ام پایان بگیرد میروم.