این غمی که من دارم میبینم با من زاده نشده، این حداقل از هفت هشتا زندگی قبلی دنبالمه.
همهی ما در جستوجوی جایی هستیم که بتونیم بدون نقش بازی کردن همونطور که هستیم پذیرفته بشیم.
وقتی کسی که با تو مثل هیچی رفتار میکنه رو از دست میدی در واقع هیچی رو از دست ندادی.
تو قرار نیست همهی راه رو امروز طی کنی، کافیه هر روز کمی از دیروزِ خودت جلوتر باشی.
زندگی اونقدر کوتاهه که نباید اون رو در انتظارِ روزی هدر بدی که بالاخره همهچیز عالی و بینقص شه، باید بین این هرجومرج لحظهای برای نفس کشیدن پیدا کنی.
هیچوقت به اونایی که خوشحالن نگید چرا انقد حالت خوبه"اونا دارن از مشکلات فرار میکنن".
کاش همهی ما روزی بفهمیم که به آدمهای بیبندوبار هرچقدر هم ارزش و احترام بدی باز هم محترم و ارزشمند نمیشن.