همیشه یچیز برای دوران پرایم وجود داره ! همیشه .
یچیزی هست که باعث میشه یه هنرمند در اوج باشه میتونه یه شخص یه حس یه شهر یا یه خونه و یه کشور و یچیزی که باعث برانگیخته شدن هنر در هنرمند بشه .
برای ونگوگ آرل اون نقطه ی اوج بود ، مهمترین دوران زندگیش ، سال ۱۸۸۸ بود که به آرل در جنوب فرانسه رفت. اونجا بود که سبک منحصر به فرد خودش رو پیدا کرد. طبیعت مدیترانه ای ، رنگهای درخشان و نور زیاد ، الهامبخش کارهای بینظیرش شد. توی همین دوران بود که شاهکارهایی مثل "شب پرستاره"، "آفتابگردانها"، "اتاق خواب در آرل" و "کافه شبانه" رو کشید. دوران آرل، اوج خلاقیت و شور ونگوگ بود. اون میخواست یه "کارگاه هنر" راه بندازه و با هنرمندهای دیگه همکاری کنه، ولی این رؤیا خیلی زود با اتفاق تلخ قطع رابطه با گوگن و بیماری روانی خودش به پایان رسید ..
درگیری با گوگن و فشارهای روانی باعث شد گوش چپش رو ببره و بعدش هم بستری بشه توی بیمارستان روانی در سن-رِمی. با این حال، توی اون دوران هم دست از نقاشی نکشید و آثار قشنگش خلق کرد، مثل "سروهای لرزان" و "شب پرستاره" که نمادی از تنهایی و اضطرابش در اون دوران بود. قبلا گفتم بهتون !
برخی میگن گوش چپش رو برید تا به معشوقش بده ، ولی فکر نمیکنم اینطوری باشه. اون زمان تو دوره ی افسردگی شدید و با اون همه دارو و تنش فکری و روانی و تروما بنظرم چیزی نبوده که بخواد به معشوقش بده .
ونگوگ گوشاش وز وز میکرد حداقل اینطور که گفته میشد، و بنظرم گوشش رو برید تا به این وز وز ها پایان بده .
𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
حتما مطالعه کنید ! واقعا نیازه که با ونگوگ این هم بررسی شه.
در نهایت ؛ آره همه ی نهایت دارن درسته ؟ ، در سال ۱۸۹۰، در حالی که فقط ۳۷ سال داشت، با شلیک گلولهای به سینهاش، زندگی پرماجرای خودش رو در حالی که تازه در اوج شهرت بود، به پایان رسوند. علت دقیق مرگش هنوز هم مورد بحثه، ولی بیشتر شواهد به خودکشی اشاره دارن برخی هم میگن که قتل بوده ! کسی نمیدونه .
ونگوگ در طول عمر کوتاه و پر از رنج و غمش ، حدود ۹۰۰ نقاشی و ۱۱۰۰ طرح و اتود کشید. ولی متاسفانه در زمان حیاتش فقط تونست یه نقاشی بفروشه! بعد از مرگش بود که دنیا با استعداد بینظیرش آشنا شد و آثارش به یکی از گرونترین و محبوبترین نقاشیهای دنیا تبدیل شدن. 🌻
بوسه اثری از گوستاو کلیمت ، ☀️
تصور کنید آقای کلیمت نشسته بوده و دلش خواسته یه نقاشی بکشه که عشق رو تو اوج خودش نشون بده. از ورق طلا استفاده کرده تا بگه عشق چقدر ارزشمنده، مثل طلا ! لباس مرد رو شلوغ و پر از نقش کرده که یعنی مسئولیت داره و قویه، ولی با یه عالمه رنگ طلایی این قدرت رو با عشق قاطی کرده. لباس زن هم پر از گل و دایرههای نرمه، انگار که کاملاً زنونگی و لطافتش رو نشون میده، ولی اونم با طلاییها درخشان شده.
اونا رو گذاشته رو یه تپه گل، انگار که عشقشون داره شکوفا میشه. صورت مرد معلوم نیست، چون کلیمت خواسته تمرکز رو روی خود عمل بوسه و احساسش بذاره، نه چهره خاص آدمها. انگار که این صحنه مال هر کسی میتونه باشه که عاشق باشه. کلیمت خواسته بگه عشق یه چیزیه فراتر از دنیا، یه جور اتصال روحی که آدم رو از زمین جدا میکنه و میبره به یه جای رویایی و طلایی.
گفته میشه که کلیمت از داستانهای اساطیری و مذهبی الهام گرفته، جایی که عشق و اتحاد بین زن و مرد خیلی پررنگه. بعضیها هم معتقدند که این نقاشی پرتره خود کلیمت و معشوقهاش، امیلی فلگه هست، هرچند که این موضوع کاملاً تایید نشده !!!
𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
بوسه . 📔
“بوسه” بین سالهای 1907 تا 1908، تو دوران طلایی کلیمت کشیده شده. این دوره، زمانی بود که کلیمت خیلی از ورق طلا و تزئینات در کارهایش استفاده میکرده - چه نقاشی گرونی و عشق چه حس گرون تری ! اینطور نیست هنردوستان من ؟
𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
بوسه . 📔
و اما متریال به کار رفته ؛
رنگ روغن که به وضوح میدونیم پایه اصلی نقاشی با رنگ روغنه. و
ورق طلا که مهمترین بخش کار برای ایجاد جلوه و تجمل !