صحنه در میانهی یک توفان سهمگین دریایی رخ داده. موجهای غولآسا و کفِپوشیده از تلاطم آب تقریباً تمام قاب را دربر گرفتن و توی این مه و باران، میشه دو پیکر انسانی رو دید.
مردی (ظاهراً ناجی) که در کمربند نجات طنابدار گرفتاره، و زنی بیهوش را در آغوش داره.
چهره زن بیهوش و درهمپیچیده در پارچه بهسختی دیده میشه که خودش حس بیپناهی و آسیبپذیری را افزایش میده و سارافونِ بلند زن در باد و آب میپیچه، اما بازوان ناجی که محکم دور او حلقه شدن، نقطهی تکیه و امنیته☕️.
جناب هومر در این اثر به نبرد انسان با طبیعت میپردازه، موضوعی که در بسیاری از آثارش تکرار میشه. اینجا اما، برخلاف صرفاً نمایش قدرت طبیعت، بر انسانیت در لحظه بحران تمرکز کرده — نجات، ازخودگذشتگی، و امید، فداکاری.
اثر مورد علاقه ی بنده شیفته ی ترکیب رنگ و حس و حال تابستانه و شیک.
در باغهای لوکزامبورگ اثری از جناب آقای جان سینگر سارجنت نقاشی آمریکایی تبار که در سال ۱۸۷۹ خلق شد.🏛
این اثرِ زیبا و جالب انگیز اکنون در موزه هنر فیلادلفیا نگهداری میشود و ابعاد آن حدود ۶۶ در ۹۲ سانتیتر است .
این نقاشی که در اوایل دوران حرفهای سارجنت و زمانی که در پاریس زندگی میکرد کشیده شد، صحنهای از یکی از محبوبترین فضاهای عمومی پاریس را به تصویر میکشد . اگرچه سارجنت بیشتر به خاطر پرترههای رسمیاش شناخته میشود، این اثر یکی از معدود منظرههای اوست که علاقهاش به نور و رنگ را نشان میدهد . این تابلو با الهام از تکنیک امپرسیونیستها و در عین حال با هارمونی رنگی خاص خود، فضایی شاعرانه و رویایی از یک غروب تابستانی را به تصویر میکشد.
خب عزیزان شبتون بخیر و مچکرم که امروز اگر چه با یک شروع بد اما باهم صحبت کردیم🥥امیدوارم آسوده بخوابید و در آرامش و سلامت باشید.
و خطاب به شخصی که این اهانت ها رو خطاب به بنده انجام دادند؛ تشریف بیارید پیوی تا بحث کنیم اگه اونقدر باوجود هستید. انتقاد پذیر هستم ولی تا وقتی بدونم چیزی برای انتقاد کردن موجوده🤍.
این اثر با ابعاد ۱۰۰ در ۱۵۰ سانتیمتر، با تکنیک رنگ روغن بر روی بوم کشیده شده و اکنون درموزه اسکاگن در دانمارک نگهداری میشود .این نقاشی که از مشهورترین آثار گروه نقاشان اسکاگنبه شمار میرود، دو زن را در حال قدم زدن در ساحل در هنگام "ساعت آبی" نشان میدهد.
این دو شخصیت که در نقاشی نمایان اند ،آنا آنکر نقاش ، و ماری کرویر همسر جناب آقای پدرسورین کرویر هستند . ایده اولیه این تابلو پس از یک مهمانی شام در تابستان ۱۸۹۲ شکل گرفت، زمانی که مهمانان برای لذت بردن از هوای دلپذیر عصرگاهی به ساحل رفتند و کرویر شیفته این منظره شد .
«شب پرستاره» اثر ونسان ون گوگِ دوست داشتنی و هلندی(قبلا به ارادت بنده به نقاشان هلندی اشاره شده و دیگه ذکر نمیکنم)، یکی دیگه از تابلوهای مشهور و تأثیرگذار در تاریخ هنر است که در سال ۱۸۸۹ خلق شد. این نقاشی به خاطر سبک منحصر به فرد، رنگهای زنده و احساسات عمیقی که برمیانگیزد، شهرت جهانی دارد. سبک این اثر شگفت آور پستامپرسیونیسم-امپرسیونیسم بوده،البته ونگوگ به شخصه خودش یکی از بزرگان این سبکه.
و همچنین لازم به ذکره که ترکیب رنگ فوقالعاده ای داره و همچیز رعایت شده🌌.
بخش عمده تابلو به آسمان شب اختصاص داره، همونطور که مشاهده میشه ابرها به صورت گردابهای متلاطم و سیال به تصویر کشیده شدن و ستارهها به شکل هالههای درخشان و با رنگهای روشن، به ویژه زرد و سفید، دیده میشن. ماه نیمه(حلال طور) در سمت راست آسمان با درخششی خیرهکننده وجود داره که انگار مرکز ثقل این منظره کیهانی شگفتانگیزه✨.
در سمت چپ تابلو اون چیز سیاه مایل به سبز که اکثرا نمیدونستن چیه یک درخت سرو سیاه و شعلهمانند به سمت آسمان کشیده شدست حالا چرا سیاهه؟ چون که شبه! این سرو که اغلب نمادی از مرگ و ارتباط بین زمین و آسمان تلقی میشه، با پیچ و تابهاش، حس اضطراب و هیجان را به تصویر اضافه میکنه.
اون دهکده ی کوچولو رو هم فراموش نکنید^^ توی نسخه ای که خودم کشیدمش توی کشیدن تعداد خونه ها سهل انگاری کردم:((( ولی خب بزارید راجب اون هم صحبت بشه ؛ دهکدهای آرام و کوچولو به تصویر کشیده شده که توی اون خونه ها با پنجرههای روشن و برج کلیسای بلندشون(این رو رعایت کردم جدی)، تضادی با آشفتگی آسمان شب دارن و حس آرامش را القا میکنن. رنگهای غالب در روستا، آبی تیره و خاکستری و سبزیشمی هستند.
نمیدونم میدونید یا نه ولی ونسانِ عزیز بسیار آدم عجولی بوده، ضربات قلممو توی اکثر کارهاش با سرعت زیادی بوده.
داستان های پشت این تابلوی بشدت جالب انگیز !🌌
آقا ونسان این تابلو را در حالی کشید که در آسایشگاه روانی سنرِمیدوپرووانس در فرانسه بستری بود (آخی). اون از پنجره اتاقش منظرهای مشابه را میدیده، اما «شب پرستاره» ترکیبی از واقعیت و تخیل ِاونه.
با وجود آشفتگیِ روانی ای که داشته اون رو از پا در میاورده ستارهها و ماه درخشان، نمادی از امید، نور و شاید جستجوی ون گوگ برای آرامش و معنویت در برابر تاریکی و ناامیدی هستن. ایشون اغلب در نامههایش به برادرش تئو، از ستارهها بسیار یاد میکرده و علاقهمند بوده انگار.
ونسان ون گوگ این اثر را در ژوئنِ سال۱۸۸۹ ؛ وقتی که خودش که به صورت داوطلبانه در این آسایشگاه بستری بود، خلق کرد خودش خودش رو به آسایشگاه تحویل داده جدا ممکنه یه روز روانی شم و این اقدام ون گوگ رو انجام بدم. اون از پنجره اتاق خود منظرهای از روستا و آسمان شب را میدید که الهامبخش این اثر شده
این تابلو امروزه در موزه هنر مدرن نیویورک نگهداری میشه امیدوارم همه با هم بریم زیارتش ای هنردوستان؛ و یکی از محبوبترین و مشهور ترین و شهشهانی ترین و خوشکل ترین و غیره ترین های خوب و مطلوبِ آثار هنری در این کره ی خاکیه که در حق بنده خیلی خوبی نکرده.
مثل همون قضیه ای که راجب ونسان پر از ابهامه مثل اینکه خودش خودش رو کشت یا یکی دیگه با کلت اونو کشت
و با اینکه گوشش رو به چه دلیل برید؛ داستان اینکه چرا این همه رنگ زرد هم دارای نظریه های گوناگونه✨.
برخی میگن بخاطرِ دیژیتال بوده. رایجترین نظریه اینه که ون گوگ به دلیل بیماری صرع یا مشکلات قلبی، داروی دیژیتال مصرف میکرده. یکی از عوارض جانبی مصرف دوز بالای دیژیتال، اختلال در دید رنگیه که به آن زردی دیژیتالی گفته میشه؛ افراد تحت تأثیر این دارو ممکنه که هاله زرد رنگی در اطراف نورها ببینن یا همه چیز را کمی مایل به زرد تصور کنن. این نظریه میتونه تا حدی توضیح که چرا رنگ زرد آره و اینقدر زیاد آره. برجسته بودن رنگ زرد خصوصا اون زمان که توی آسایشگاه خودش خودش رو بستری کرده بوده میتونه توضیح دهنده باشه که آره جدی جدی از این داروعه میخورده..
البته که، نظریه های دیگه هم موجوده..
عده ی دیگه ای که نظرشون هم محترمه معتقدند که بولد بودن رنگ زرد در آثار ون گوگ، بیشتر یک انتخاب هنری و بازتابی از تجربیات شخصی و احساسی او بوده شاید جدی جدی رنگ زرد دوست داشته ما کی باشیم قضاوت کنیم؟ ما که جای اون نیستیم.
ولی منکرش نمیشم و بر منکرش لعنت که ون گوگ به شدت تحت تأثیر نور خورشید جنوب فرانسه بوده (منم اگه اونجا بودم از فوتون فوتون نور خورشید و اون فضا فیض میبردم) و رنگ زرد برای اون نماد نور و گرما و امید و شور زندگی بوده.
اگرچه نظریه مصرف دیژیتال به دلیل عوارض جانبیش یکی از پذیرفتهشدهترین و معقولانهترین توضیح و دلیل برای زرد دیدن ون گوگه، اما هنوز هم این موضوع به طور قطع ثابت نشده.. مثل همون گوشش و نحوه مرگش.