تمامِ روز غمگین است. زود خسته میشود و خلقش تنگ میشود. دستش را روی گلویش میگذارد و میگوید:
- اینجاست. رد نمیشود.
سختیهای زیادی کشیده بود، روزهای بدی را دیده بود، هر چند که هیچوقت به چیزی اشاره نمیکرد.
.
همیشه پشت توام مثل کوه اما حیف
تو آبشاری و فکر جدا شدن هستی
- سید امیرمحمد هاتفی
با خودمان می گوییم، عادت می کنیم و با صراحت زیادی، این جمله را تکرار می کنیم. آن چیزی که هیچ کس نمیپرسد، این است که: "به چه قیمتی عادت می کنیم؟"
دلم بـه عظمت باران برایت دلتنگی می کند امروز عجیب، بی واژه، بی حصار.. می خواهمت