هدایت شده از آخَرین مکانِ امن²
انسانها غمگینت میکنند،گاه با یک حرف،گاه با یک نگاه،گاه با یک آغوش و گاه با یک نوازش
آدمها تمام نمیشوند، آدمها نیمهشب با همهی آنچه در پسِ ذهنِ تو برایت باقی گذاشتهاند؛ به تو هجوم میآورند.
به یک باره از چشمانم نیوفتاد.
اون نور چشم من بود.
ذره ذره از میان پلکهایم سر خورد و همراه اشکهایم بر روی گونه هایم مهمان شد.
کیه که کل روزشو اختصاص داد برای خوشحال کردن مامانش و بست فرندش.
اما هیچکدوم خوشحال نشدن.. و مجبوره امشب تا صبح درس بخونه که امروزو جبران کنه؟.