مُستَمِعان
پایانش چیبود؟
اون یارو کچله میاد اژدهارو به طلا تبدیل میکنه
بعد بابای دختره قلبش فک کنم میگیره
بعد اژدهاهه که میره به دنیای مردگان،تبدیل به خود واقعیش میشه و خدا بهش میگه میتونه وارد بهشت بشه چون ماموریتشو تکمیل کرده..
یارو خیلی خوشحال میشه ولی به یاد اون پسره میوفته که یکی از ارزوهاشو برآورده نکرده، ازونجایی که هزار سال منتظر بوده، دوباره برمیگرده به زمین و از پسره میخاد اخرین ارزوشو بگه؛ پسره وقتی میبینه بابای دختره که ورشکست شده و درحال مردنه، ارزو میکنه بابای دختره حالش خوب شه..
قبلش هم کاری میکنه دست یارو کچل به خودش بخوره و خودش تبدیل به طلا شه.
بعد اژدها برمیگرده به اوت فنجانه و اون دخترو پسر برمیگردن به همون محلشون و همدیگرو ماچ میکنن و به خوبی خوشی زندگی میکنن.
خواهش میکنم دستمو ببوس
مُستَمِعان
اون یارو کچله میاد اژدهارو به طلا تبدیل میکنه بعد بابای دختره قلبش فک کنم میگیره بعد اژدهاهه که میر
عاها عاها یادم آمد
خب غمانگیز نبود که؟
سوپ فروشی راه انداختن
این طومار از تو بعیده واقعا😂
مُستَمِعان
عاها عاها یادم آمد خب غمانگیز نبود که؟ سوپ فروشی راه انداختن این طومار از تو بعیده واقعا😂
نه تهش که همدیگرو ماچ کنن کجاش غم انگیزه
اره دقیقن سوپ فروشی!
🤣من ی طومارایی مینویسم
دیدی بعضیارو کلی مینویسن بعد تهش خودشون دوباره میخونن ولی من گشادیم میاد
یا ویساشونو
چ کاریه
مُستَمِعان
نه تهش که همدیگرو ماچ کنن کجاش غم انگیزه اره دقیقن سوپ فروشی! 🤣من ی طومارایی مینویسم
بابااا
بابای دختره رفت خونه پسره
بعد سوپ مامان پسره رو که خورد برگاش ریخت
تهش با همون سوپا سوپ فروشی زدن😂
مُستَمِعان
دیدی بعضیارو کلی مینویسن بعد تهش خودشون دوباره میخونن ولی من گشادیم میاد یا ویساشونو چ کاریه
من اگه جواب نگیرم میرم دوباره میخونم حوصلم سر نره
مُستَمِعان
ها
وقتی طومار مینویسم اگه طرف جواب نده میرم میخونم پیاممو
یا حتی طومارم اگه ننویسم کلا