مُستَمِعان
اون یارو کچله میاد اژدهارو به طلا تبدیل میکنه بعد بابای دختره قلبش فک کنم میگیره بعد اژدهاهه که میر
عاها عاها یادم آمد
خب غمانگیز نبود که؟
سوپ فروشی راه انداختن
این طومار از تو بعیده واقعا😂
مُستَمِعان
عاها عاها یادم آمد خب غمانگیز نبود که؟ سوپ فروشی راه انداختن این طومار از تو بعیده واقعا😂
نه تهش که همدیگرو ماچ کنن کجاش غم انگیزه
اره دقیقن سوپ فروشی!
🤣من ی طومارایی مینویسم
دیدی بعضیارو کلی مینویسن بعد تهش خودشون دوباره میخونن ولی من گشادیم میاد
یا ویساشونو
چ کاریه
مُستَمِعان
نه تهش که همدیگرو ماچ کنن کجاش غم انگیزه اره دقیقن سوپ فروشی! 🤣من ی طومارایی مینویسم
بابااا
بابای دختره رفت خونه پسره
بعد سوپ مامان پسره رو که خورد برگاش ریخت
تهش با همون سوپا سوپ فروشی زدن😂
مُستَمِعان
دیدی بعضیارو کلی مینویسن بعد تهش خودشون دوباره میخونن ولی من گشادیم میاد یا ویساشونو چ کاریه
من اگه جواب نگیرم میرم دوباره میخونم حوصلم سر نره
مُستَمِعان
ها
وقتی طومار مینویسم اگه طرف جواب نده میرم میخونم پیاممو
یا حتی طومارم اگه ننویسم کلا
مُستَمِعان
بله ایکاش منماین مدرسه بودم✨
مدیونی فک کنی نیم از ساعت از روزم صرف نشستن پای پنجره و منتظر بودن برای گرفتن نامه هاگوارتزه✨