شانِل
"چالش سی روزه" ●روز اول: ده تا از چیزهایی که واقعا شادت میکنن رو لیست کن ●روز دوم: حرفی که کسی بهت
#چالش_سی_روزه
روز بیست و سوم
سلام
میدونم که حالت خوب نیست،
پر از غصه و اندوهی
میدونم دلت خیلی از من پره
میدونم
راستش این دوره از زندگیم تو یه برهوت وحشتناکی گیر افتادم که نمیدونم کی قراره ازش نجات پیدا کنم
تورو هم گم کردم
دلم برات تنگ شده ولی خیلی وقته خبرتو نگرفتم
من شرمنده ام
شرمسارم که اینطوری فراموشت کردم و مشغول خودم شدم
نگرانم که توهم من و فراموش کرده باشی
ولی نه،مگه میشه؟
تو اصلا اینطوری نیستی
حس میکنم دارم به یه چیزایی میرسیم
به یسری نتیجه هایی
دارم به اشتباهاتم پی میبرم
ولی هنوزم خیلی دورم ازت
هنوزم فقط یه اسم ازت میدونم
ولی خب
خدارو چه دیدی
شاید منم تونستم
فقط تا اون موقع منتظرم بمون
و لطفا تنهام نزار
اتاقم یه وضعیت خیلی ناجوری داره
اتاق مامان و بابام و دارن تر و تمیز میکنن
بعد همه لباساشون تو اتاق منه
اتاق منم کوچیک
رو زمین همه کتابام پخش و پلا
تختم هم که دیگه هیچی
امیدوارم امشب بتونم سکم جمع کنم اینجارو
شانِل
شانه ات را دیر اوردی، سرم را باد برد..!
این شعر به حدی زیبا و پر معنیه که دیگه دارم نمیتونم