فکر کنین یه کتاب چقدر میتونه خوب باشه که دارم برای بار چهارم یا پنجم میخونمش
جوری که گوشه های این کتابم تا شده میتونه حرفم و ثابت کنه
یه بار به یکی از دوستام یک کتاب دادم که خیلی هم دوسش داشتم
بعد که برام آورد
باورتون نمیشه چیکار کرده بود
از وسط یجوری بدبخت و وا کرده بود که اصلا من مردم حقیقتا
ساعت ۲:۲۰ رسیدم خونه
یه چیزی خوردم،دوش گرفتم،آماده شدم و الان تو راهم که با بچه ها بریم عیادت آتنا
ولی واقعا همینه
من مصداق کسی هستم که تمام عمر اندک خودش و صرف جستجو معنای زندگی کرده
این و از نزدیک تر فرد زندگیم هم بپرسین تایید میکنه
همیشه دنبال اینم که معنی زندگی و بفهمم
ولی خب واقعا راستش و بخواین هیچوقت پیداش نکردم
و بعد از مدتی فکر کردم شاید خودم کسی هستم که باید به زندگیم معنا بدم