مدینه هنوز بوی غربت میدهد، گویی دیوارهایش روزی را به خاطر سپردهاند که آسمان، اندوهگین تر از همیشه بر زمین سایه افکنده بود. روزی که بانویی از تبار نور، با قلبی آکنده از رنج و چشمانی خسته از روزگار، آرامآرام از میانِ مردم رفت، اما داغِ رفتنش در هیچ تقویمی به پایان نرسید. فاطمه، دخترِ پیامبر، تنها یک نام در تاریخ نبود، روایتی از پاکی بود که در هیاهوی زمانه، غریب ماند. بانویی که دردهایش را به سکوت سپرد و دلتنگیهایش را با شب قسمت کرد، گویی آسمان تنها همصحبتِ اشکهایش بود. چه زود خانهای که روزی با حضور پیامبر روشن بود، در سوگِ دخترش فرو رفت، و چه سنگین بود اندوهِ علی، آن هنگام که باید با دستان خویش، عزیزترین یادگارِ رسول خدا را به خاک میسپرد. چه سخت است برای مردی که تکیهگاهِ آسمان بود، تاب آوردنِ شبی که قرار است عزیزترین پناهِ زمین را به خاک بسپارد. علی، همان مردی که در میدان های نبرد از هیچ زخمی به خود نمیلرزید، این بار در برابر اندوهی ایستاده بود که نه شمشیر در برابرش کارگر بود و نه صبر، مرهمِ تمامِ آن.
هدایت شده از آهوها باز میگَردند.
حسین طاهرینماهنگ تو فقط گریه نکن 320.mp3
زمان:
حجم:
17.9M
حالت بهتر میشه، قول میدم. خونِ رو میخو با اشکام پاک میکنم.
هدایت شده از living kills
بچها میشه برای شفای پدربزرگم یه حمد شفا بخونید؟ ممنونم واقعا🤍