شب، حکایت عجیبی داره، آدما شبا به اون چیزایی
فکر میکنن که شاید در طول روز کمتر بهش فکر کنن.
بعضی چیزها به مرور زمان درست میشوند، نه چون زمان همهچیز را درمان میکند، بلکه چون ما، آرامتر از آنچه فکر میکنیم، بزرگ میشویم. کمکم یاد میگیریم با نبودنها کنار بیاییم، از شکستها عبور کنیم و به زخمهایی که روزی تمامِ دنیایمان بودند، فقط لبخندی کوتاه بزنیم. شاید امروز همهچیز درهم و تاریک به نظر برسد، اما هیچ شبی برای همیشه نمانده است. یک روز از همین روزها، بیآنکه متوجه باشی، از کنار همان دردی که روزی نفست را میبرید، آرام عبور میکنی و میفهمی که زندگی، همیشه راهی برای ادامه دادن پیدا میکند.