اکنون به نظر میرسد صبورتر شدهام
اما چراغی در وجودم خاموش شد که
دوست داشتم تا ابد روشن بماند.
شاید عجیبترین خستگیِ آدمیزاد، آن خستگیای باشد که نمیتوان
برایش نامی پیدا کرد، نه از کاری آمده، نه از راهی طولانی، نه حتی
از غمی که بتوان آن را برای کسی تعریف کرد.
هدایت شده از a girl written by angels
این پیام رو فوروارد کنید تا بگم اگر فقط با دیدن چنلتون باهاتون آشنا میشدم ، چه داستانی دربارهی زندگیتون برای خودم میساختم.🕯
اسپم نباشید و محتوا متعلق به خودتون باشه.
"تگ"