یکی از درای اتوبوس بیشتر باز نبود
من توی اتوبوس بودم و میخاستم پیاده شم
و مردم هی داشتن سوار میشدن
سه چهار نفر ک سوار شدن ب نفر بعدی گفتم ببخشید میشه اول من پیاده بشم
با لبخند بهم گفت بفرمایید
وقتی پیاده شدم دیدم یه پا بیشتر نداشت و عصا دستش بود ...
از خودم بدم اومد 😑
از میدون صنعت میخواستم برم به سمت ۱۷ شهریور
این مسیر یه روگذر داره یه زیر گذر
چون پیاده بودم از زیر گذر توی پیاده رو رفتم (با ماشین از رو گذر رفته بودم و میدونستم میره به سمت ۱۷ شهریور و فکر میکردم از زیر گذر هم ک برم میخوره ب ۱۷ شهریور )
وقتی از زیر گذر رد شدم و رسیدم به ته خیابون
انگار رسیدم به قبرستون ماشین یه خیابون تاریک و پر از تعمیر گاه ...
اومدم اسنپ بگیرم دیدم نیست
خیلی ترسیدم اصن گم شدم
از یکی از تعمیرکاران اونجا پرسیدم ک از کدوم طرف برم ۱۷ شهریور
گفت مستقیم برو از ریل قطار رد شو (مثل خرابه بود تاریک و ریل قطار کنارش بود)و اون چراغا رو بگیر برو تا ته میرسی ب ۱۷ شهریور
ب مسیری ک باید میرفتم نگا کردم و گفتم نمیرم تنهام میترسم
بهم گفت بیا همراهت میام
دستمو گرفت و دنبال خودش میکشوند😐انقددددددددددد ترسیده بودم ک اصلا قابل بیان نیست تو دلم خدا خدا میکردم ...
از ریل ک رد شدیم و رسیدیم ب روشنایی گفت مستقیم برو میرسی ب ۱۷ شهریور
و خودش رفت
ماه🌙
از میدون صنعت میخواستم برم به سمت ۱۷ شهریور این مسیر یه روگذر داره یه زیر گذر چون پیاده بودم از زیر
توی مسیر ک بودم تا برسم ب ۱۷ شهریور انقد ترسیده بودم میخاستم با یکی تلفنی حرف بزنم تا برسم
ب دو نفر ک ب ذهنم رسید زنگ زدم هر دو در حال مکالمه بودن😐
تو دلم گفتم یه دوس پسرم نداریم زنگ بزنم حرف بزنم باهاش نترسم
یا اصن بیاد دنبالم😐💔
یه جاهایی اشتباه کردی چون برات لازم بود، یه روزایی اعتماد کردی و ضربه خوردی چون باید درس میگرفتی، یه موقع هایی به روابط سمی و نامناسب وارد شدی و دلت شکست چون نیاز به تجربه داشتی... ولی نباید خودتو به خاطرش سرزنش کنی؛ چون تمام اشتباهات بخشی از مراحل رشد تو بوده! مراحلی که باید ازشون عبور کنی تا شخصیتت رشد کنه و به کسی که میخوای و واقعا باید باشی تبدیل بشی. پس لطفا خودتو سرزنش نکن چون تو با اشتباهاتت تعریف نمیشی و تمام این مسیر بخشی از مراحل رشد و تکامل توعه تا خودتو بشناسی و بدونی از زندگیت چی میخوای... پس سخت نگیر رفیق، قدرِ خودت و لحظات زیبای زندگی رو بدون و ازش لذت ببر...
ماه🌙
همه هیچ اند و او همه ...
برا اون چندشایی ک قراره ازدواج کنن و دو روز دیگ با عکسای دو نفره زخمیمون کنن ...
منو زهرا قرار بود امروز بریم بیرون
زهرا:من اضافه کاری موندم نمیام
من:حاجی من خودمم اضافه کاریم
*وقتی دوتا شاغل میخوان برن بیرون