ماه🌙
همه هیچ اند و او همه ...
برا اون چندشایی ک قراره ازدواج کنن و دو روز دیگ با عکسای دو نفره زخمیمون کنن ...
منو زهرا قرار بود امروز بریم بیرون
زهرا:من اضافه کاری موندم نمیام
من:حاجی من خودمم اضافه کاریم
*وقتی دوتا شاغل میخوان برن بیرون
بیرون بودم
داشت بارون میومد
یه دختره با دوچرخه تو این هوا داشت آواز میخوند
صداااش خیلیییی قشنگ بوووود ...
دلم تنگه پرتقال من گلپر سبز قلب زار من ...
ماه🌙
نمیدونم چرا انقد طپش قلب دارم دو روزه
کل این یکسال برام یادآوری شده ...
بدترین سال عمرم بود
از روز اولش ک فکر میکردم قراره امسال بترکونم
درس بخونم آزمون بدم برم دانشگاه....
اتفاقایی افتاد ک نه روحیه داشتم نه انگیزه ...
ولی ادامه دادم .
البته شاید اتفاق خوب هم داشت امسال...
مثل سر کار رفتنم
ولی اتفاق بداش بیشتر بود ... به هیج وجه نمیخام سال جدید حتی یدونه اتفاق بد داشته باشه ...
میدونم خدا داره میبینه همه چیو ...