توی گذشته دنبال خودم میگردم، با انجام دادن کارهای قبلا و مرور خاطرات فقط احساس پوچی بیشتری برای الان میکنم.
آب هویج، بوی مریضی، نقاشی، مداد رنگی های پخش و پلا، اهنگ های رندوم، شب نه چندان سرد، پاییزه ناپاییزی، انبوهی از امتحان و درس، جزوه های نوشتنی، رویاهای انجام نشدنی، سردرد، بوی دود، خستگی بیپایان.
_بزرگترین تفریحت چیه؟
+یوتیوب و یوتیوبر های موردعلاقم برای چندین ساعت منو از جایی که هستم میکشن بیرون و این بزرگترین اتفاق ممکنه.