eitaa logo
گوشه‌گیر
99 دنبال‌کننده
96 عکس
68 ویدیو
13 فایل
کاغذپاره‌های یک ذهن گوشه‌گیر طلبه هنردوستِ سیاست‌ندوست @Alamdar_Ali
مشاهده در ایتا
دانلود
اگه دنیا به کامم بود الان شاید حرم بودم 💔
التماس دعا
عرفه سلام ما رو به ارباب برسون قربونت برم 🖤
هدایت شده از علیرضا زادبر
مردم مبعوث شده گلایه دارند تا ساعت ۱:۳۰ میدان بودم‌‌. معمولا بعد از پایان مراسمات که صدای باندها قطع میشود به یکی از میدان ها می روم برای گفتگو با مردم. مردم ناراحت، تا حدی دلزده و اعلان بی خبری می کنند. هر شب بر میزان و شدت آن افزوده میشود. به نظرم ناراحتی مردم دو دلیل و منشا دارد: ۱. کسانی که منظم باید با مردم حرف بزنند اما سخن نمی گویند یا دیر موضع گیری می‌کنند![حتی محدودیت ها را درست به مردم توضیح نداده ایم.] ۲. کسانیکه با طرز حرف زدنشان مردم را نسبت به همه چیز بدبین و مشکوک می‌کنند! در واقع با دو گروه روبرو هستیم. گروهی که باید مدام سخن بگوید و نمی گوید! گروه دوم که باید کمتر سخن اختلاف افکن طرح کند اما ادامه میدهند‌. مردم اعتماد دارند اما احساس دلزدگی و دور بودن از مسائل دارند. میشود تدبیر نمود. @Politicalhistory
امروز که واسه شما عیده واسه ببعی‌ها عزاست زندگی همینه
اگه سلامت روان‌تون رو دوست دارید تا پایان امروز از گروه‌های فامیلی دوری کنید 🙏🏻
بیایید میخوام یچی بهتون بگم
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اول این رو گوش بدید تا بگم
گوشه‌گیر
اول این رو گوش بدید تا بگم
"نظام" را بفهمیم. نمیخواهم بگویم ما مسئولین ضعیف و ترسو و خائن داریم. مسئول ما شاید دستگاه محاسباتی‌اش اشتباه باشد، مادی فکر کند، دشمن را درست نشناسد، مصادیق ارزش‌ها را اشتباه متوجه شود، اما لااقل این جنگ اثبات کرد ترسو و خائن نیست. میخواهم بگویم ما یک نظامیم. نظام جمهوری اسلامی، ساختار است؛ متشکل از ولی فقیه که حراست از اسلام میکند، مردم که جمهوریت را محقق میکنند و کارگزاران که امر جمهوری اسلامی را بعهده دارند. نظام، برای اینکه کارش را پیش ببرد به هر سه ضلع نیاز دارد. ولی فقیه که خودش مباشرتاً کارها را پیش نمیبرد. هم به مردم نیاز دارد هم به کارگزار. هرکدام که نباشد، دست ولی فقیه بسته میمانَد. دست‌بسته‌بودن فقط این نیست که اسلحه بگذارند روی شقیقه ولیّ. دست‌بسته‌بودن یعنی ندارد، نیست، بقول حاج قاسم، تنهاست. تنها یعنی لزوماً مردم را ندارد یا همه دور و بری‌هایش خائنند؟ نه، یعنی کارگزار مطیع و هم‌فکر و اهل ندارد. کسی که وقتی میگوید فلان کار را بکنید، نگوید این‌ها که شما می‌گویید نشدنی‌ست. کسی که اگر بهر دلیل امکان امر مستقیم نبود، خودش بداند ولی چه میخواهد و برود دنبالش تا بشود. کارگزار نظام اسلامی، لا بِشَرط نیست. خصوصیاتی دارد. آقا به همین دولت فرمودند. به همین دولت که حالا بعضی‌هایمان تا میبینیم دیگر نمیتوانیم چشممان را روی خطاهایش ببندیم، میگوییم اصلاح‌طلب‌اند دیگر، چاره چیست. نه؛ فرمودند افرادی را منصوب کنید که تا بن دندان معتقد به جمهوری اسلامی باشند. اثر دارد. در حرکت کلان این سیستم اثر دارد. پس نگوییم چون مردم پای کارند پس دیگر کار تمام است. نه؛ کارگزار هم باید پای کار باشد. هست؟ ان‌شاء‌الله. اگر نبود؟ باید مردم پای کارش بیاورند. نه که سکوت کنند و بگویند همین که هست، چاره نداریم. چاره داریم. چاره مردم‌اند.
نمیدونم. فقط میدونم «اگر یک قدم به عقب برداشتید دشمن جلو می آید».
چگونه می توان از ترور رهبر انقلاب جلوگیری کرد؟ من منطق ارتباط مذاکره با ترور رهبر انقلاب را نمی دانم. تنها توضیحش شاید این باشد که مذاکرات و اطمینان از توافق، ممکن است تغییری در سازوکارهای سخت گیرانه ی حفاظت از رهبری ایجاد کند و دشمن از این فرصت استفاده کند. پر واضح است که این فرضیه فعلا محتمل نیست. بیایید خود را جای دشمنی بگذاریم که یک بار با یک خطای محاسباتی دست به ترور رهبر عالی ایران زده و با نتایج کاملا معکوس مواجه شده؛بعثت و اتحاد ملت ایران، امتداد خط مشی خامنه ای ۸۶ ساله با انتخاب خامنه ای ۵۶ ساله، محبوبیت بی سابقه جمهوری اسلامی در داخل، منطقه و جهان، بسته شدن تنگه و... چرا دشمن باید باز هم این اشتباه را تکرار کند؟ این یک استفهام انکاری نیست، بلکه تلاشی است برای کشف "منطق تکرار اشتباه دشمن". به عبارت دیگر دشمن ممکن است اشتباهش را تکرار کند اما با محاسبه ای جدید. برای کشف دستگاه محاسباتی دشمن و پی بردن به منطق تکرار اشتباه می توان جنگ رمضان را در نسبت با جنگ ۱۲ روزه به عنوان تکرار اشتباه مطالعه کرد. چرا دشمنی که در جنگ ۱۲ روزه آن طور باخفت تقاضای آتش بس کرد، دوباره هوای حمله به سرش زد؟ تفاوت صبح ۹ اسفند با سحرگاه ۲۳ خرداد چه بود؟ ایران ضعیف تر شده بود یا دشمن قوی تر؟ تفاوت روشن است؛ سحر ۲۳ خرداد نقطه قوتی در ایران باقی ماند که نقاط ضعف را برطرف و زخم ها را ترمیم کرد. آن نقطه قوت عبارت بود از سید علی حسینی خامنه ای. پس اولین نقطه حمله ۹ اسفند به عنوان اشتباه دوم همان نقطه قوت حریف در اشتباه اول بود. منطق تکرار اشتباه دشمن همین است. شناسانی نقطه قوت حریف در اشتباه اول و حذف آن. مطمئن باشیم اگر دشمن از امکان حذف رهبر عالی ایران  در اشتباه دوم مطمئن نمی شد، اشتباه اول را تکرار نمی کرد. حالا با همین منطق تکرار اشتباه، خود را جای دشمن بگذارید. در چه صورتی اشتباه ترور رهبر عالی ایران را تکرار می کنید؟ بدیهی است اطمینان از امکان حذف نقطه قوت حریف در اشتباه اول. این نقطه قوت که بعد از ترور اول در ایران باقی ماند تا نقاط ضعف را برطرف و زخم ها را ترمیم کند چه بود: یکپارچگی مردم. بنا براین شما زمانی رهبر جدید ایران را ترور می کنید که اطمینان حاصل کنید این شهادت نه به وحدت بیشتر و قوت مضاعف ملت ایران، که به اختلاف و آشوب ختم می شود. در خطای اول، همه فریاد ها بر سر آمریکا زده شد. زمانی آن خطا تکرار می شود که آمریکا اطمینان حاصل کند مردم مبعوث با این ترور، نه بر سر آمریکا که بر سر هم و بر سر مسئولانشان فریاد می کشند. فرضیه ای که با این احوالات خیلی دور از ذهن نیست. بعضی ناخواسته در اجتماعات این شب ها با گره زدن بی منطق مذاکره و ترور رهبر انقلاب، با تهدید مسئولان، با خط و نشان کشیدن برای سازوکار های رسمی نظام، رسما این گرا را به دشمن می دهند که در صورت تکرار ترور ، نقطه قوت ما در اشتباه اولت از بین خواهد رفت. این رفتارها این آسودگی را به آمریکا می دهد که در صورت تکرار ترور، ملت ایران بجای گرفتن یقه او، گریبان یکدیگر و کارگزاران خود را خواهند گرفت و در چنین شرایطی زمینه برای تکمیل نقشه دشمن و ایجاد آشوب داخلی فراهم است. با این مقدمات نسبتا طولانی مهم ترین عامل پیشگیری از ترور رهبر عزیزمان، که خدا تمام عمر مارا فدای ساعتی از عمر او کند، نمایش بیش از پیش انسجام در برابر دشمن است. دشمن باید یقین حاصل کند در صورت غلط مجدد نقطه قوت ما در صبح ۹ اسفند بیشتر خود نمایی خواهد کرد. م.م سحرگاه ۷ خرداد ۱۴۰۵
خلاصه کنم؟