هدایت شده از ناشناس من
📪 پیام جدید
گذشته از آنکه آنها در جایگاه پدر این امت هستند، این پیوند با خانواده آسمانی و ریشههای خویش است که ارتباط ما را محکمتر میکند...
بستگی دارد این بابا گفتن با معرفتبه حق امام باشد یا نه.
رفاقت با شهدا هم این انس و نزدیکی را برای همنشین میآورد که شبیه رفیق خود شود و اگر آنها سعادت را یافتند ما نیز به واسطه و حیاتشان از خدا مدد بگیریم و سعادت را بیابیم.
حال تو بگو که چه دیدهای یا شنیدهای یا چگونه اندیشیدهای که آن را منزجر کنند یا خلاف آداب یافتی؟
#دایگو
مساله نوع مواجهه ما و نوع ارتباطیه که ما با ائمه و شهدا برقرار میکنیم. اینکه ائمه در جایگاه پدری امت هستند مجوز این هست که ما اونا رو بابا خطاب کنیم؟ بنده ندیدم جایی سیره متشرعه متصل به عصر معصوم این چنین باشه.
این مطلب رو درمورد رفیق شهید سابقا توی ویراستی عرض کرده بودم. وارد کردن مفاهیم عرفی و احساسی در چنین ارتباطاتی اشتباه محضه و این اتفاق هم درمورد ائمه افتاده و شدیدترش درمورد شهداء.
وقتی مفهوم رفیق رو وارد ارتباطمون با شهدا کردیم، عقل جای خودش رو کم کم به احساسات میده. شهدا (و ائمه) شانیت اصلی خودشون رو از دست میدن و از الگو تبدیل به رفیقی میشن برای درددل، قربون صدقه رفتن و حرف های احساسیِ مرسوم بین نوجوون ها
نهایتش میشه چیزی که خاطرم هست یکی از روحانیون ویراستی تعریف میکرد که توی بهشت زهرا یه دختره با گریه جلوم رو گرفت و گفت حاج آقا لطفا بیایید عقد من با این شهید رو بخونید، مهریه هم شفاعت شهید اون دنیا :/
متاسفانه این موارد درمورد ائمه داره کم کم شکل میگیره. نوع خطابات ما با سیدالشهدا، نوع روضه های ما و...
بعضی از مداحی ها اگه کسی خارج از فضای سینه زنی بشنوه فکر میکنه شاعر داره درمورد معشوقه ش حرف میزنه
هر موقع کسی میگه «تو دم و دستگاه ابی عبدالله دخالت نکنید» یاد سکانس سوختن کعبه میوفتم که ابن زبیر به مختار میگفت ببین چقدر باشکوهه؛ خدا اگه بخواد خودش آتیش رو خاموش میکنه.
تو چطور روی دستگاه سیدالشهدا غیرت داری که انحراف رو میبینی و ککت نمیگزه؟ تو اگه عاشورا هم بودی وایمیسیدی نگاه میکردی و تو کار سیدالشهدا دخالت نمیکردی؟
ببینید عزیزانم
من خودم ارادت ویژهای به شهید محمدخانی دارم. عمیقا دوستش دارم. در بدترین حالات روحیم منو نجات داد. واقعا دوستش دارم
اما ارتباط من یا شمایی که احیانا از این مقوله دفاع میکنید، حسابشده و کنترلشده است.
کدوم عقلی تایید میکنه که نوجوونهایی که به اکثر قریب به اتفاقشون دسترسی نداری رو بندازی توی یه مسیر پرخطر و بعد بیایی بشینی فکر کنی چطور نجاتشون بدم چطور کمکشون کنم چطور نذارم منحرف بشن.
کار فرهنگی الله بختکی نمیشه. مطالعه لازم داره. شناخت لازم داره. ظرف زمان و مکان خودش رو داره. مخاطب خودش رو میخواد.
این نوع جریانسازی که شکل گرفت، برای این نوع مخاطب و این ظرف، اصلا مناسب نبود.
اینکه حالا که شده چیکار کنیم و چطور درستش کنیم ان شاء الله منبر بعدی. فعلا همین منبری که رفتم براتون پولش را بریزید.