گوشهگیر
- قَولِها: وَيحَكَ يا #عُمَر ما هذِه الجُرأَةُ عَلَی اللّهِ وَ رسولِه تُریدُ أَن تَقطَعَ نَسلَهُ مِن
ملعون گفت: فاطمه! دو راه داری. یا علی با ابوبکر بیعت میکند، یا همه شما را آتش میزنم
تقریبا تمام اون تلاشها و دویدنهای حضرت زهرا برای امیرالمؤمنین، بعد از داستان در و دیوار و زخمها و سِقطشدن حضرت محسن بوده
وقتی حضرت زهرا روی مرکب مینشست و درِ خونه یکی یکی اصحاب میرفت و غدیر رو یادشون میاورد، وقتی بود که زخم داشت، درد داشت و بچه از دست داده بود
حضرت امیر وقتی فاطمه زهرا رو غسل میدادند، خون تازه میدیدند. یعنی زخمهای حضرت مجال بهبود پیدا نکرده بود
چقدر ما واسه چیزی که معتقدیم حقه اینطور جنگیدیم؟ چقدر به خودمون حق دادیم خسته باشیم؟ چقدر گفتیم نمیشه، نمیتونم؟ تا کجا حاضریم فداکاری کنیم؟