آدمها به کفشها بیشباهت نیستند. کفشی که همیشه پایت را میزند، و آدمی که همیشه آزارت میدهد، هیچوقت نخواهد فهمید که تو چه دردی را تحمل کردی، تا با او همقدم باشی …
کاش بجای این همه آدم تو اینجا بودی؛
هرچند که دور بودنت هم از نزدیک بودن همه ی این آدم ها قشنگتره.
چی میشه که آدما یهو میزارن میرن؟ جدی یعنی پیش خودشون چه فکری میکنن که اون همه خاطرات و احساسات رو یهو ول میکنن؟ یعنی واقعا اینقد آسونه یا من خیلی دارم سختش میکنم؟
مثل اون آهنگی که هیچوقت پاک نمیکنم ولی ردش میکنم و مثل خاطراتت که هیچوقت پاک نمیشه ولی دیگه فکر نمیکنم بهشون دقیقا مثلِ همینا توام همیشه جات یه گوشه از قلبم میمونه ولی دیگه سمتت نمیام.
مهم نیست داری با خانواده دربارهی چی صحبت میکنی، در هر صورت قراره به دعوا ختم بشه.