هدایت شده از پرتؤ ؛
دیروز از صبح که چشامو باز کردم ، ثانیه به ثانیه تا آخرین دقیقهٔ شب زندگی داشت سوپرایزم میکرد و من در بهتزدگی کامل بهسر بردم و الان که داشتم راجب به دیروزم مینوشتم دیدم چقدر زندگی میتونه چهره متفاوتی از خودش و بهت نشون بده و تو زنده از زیرش دربری. به هرحال که شب و به صبح رسوندیم. مثل همیشه
طرف با بقیه راجب به فلسفه و عمق زندگی و حقوق زنان صحبت میکنه بعد تو خلوتش عشق ابدی نگا میکرد.
چهارشنبه ها واقعا خوش میگذره.³
اینبار با سرود ملی ِ
Someone who help me
Who want to helm me
I need some help for meeeee.