همهچیز توش یه جور غریبه، وهمی و شاعرانهست… از عمارتهای خاموش و غبارگرفته تا شخصیتهایی که هرکدوم یه راز تو دلشون پنهون دارن🗝️
۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪.
توی دنیای بلادونا، مرگ یه اتفاق ساده نیست…
اینجا مرگ نفس میکشه، حضور داره، نگاهت میکنه.
یه سایه نیست، یه انسانه...
۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪.
تجسمی زنده از چیزی که همه ازش میترسن☠
۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪.
ولی سیگنا شخصیت اصلی ما باهاش روبهرو میشه.👀
۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪.
تصور کن نقاب تاریکی از چهرهاش کنار بره و خودِ مرگ، با چشمایی سرد و صدایی بیصدا، روبهروت بایسته…🖤🩶
۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪.
سیگنا، دختری از تبار اشراف، با موهایی روشن و ظاهری آرام، اما درونش یه طوفانه.
زندگیش پر از مرگ بوده، از همون کودکی.
۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪.
از پنج سالگی فهمید که با بقیه فرق داره—چون میتونه چیزایی رو ببینه که هیچکس نمیبینه.
صدای ارواح رو میشنوه، حضورشونو حس میکنه، و بدتر از همه… میتونه مرگ رو احضار کنه🌑
۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪.
اما عجیبترین بخش ماجرا اینه که مرگ هیچوقت نمیتونه جونش رو بگیره.
چون سیگنا نامیراست.
۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪.