eitaa logo
‧₊˚𝐋𝐨𝐬𝐭 𝐁𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐁𝐨𝐨𝐤𝐬 ֺ۪ ‌⊹ 
951 دنبال‌کننده
783 عکس
180 ویدیو
63 فایل
‌ ⊹₊ به نام اهورامزدا ؛ پروردگار سرزمینِ پارس 🌤🌬 ֙⋆ •جایـے بـَرایِ گُم شُـدن ܩیـانِ ڪِتـاب‌ها... 📚 ڪِتـاب | بـوڪ ܩارڪ | ڪِتـاب دَســتِ دُوم
مشاهده در ایتا
دانلود
یه داستان *فانتزی عاشقانه* که شخصیت‌های اصلی‌ش *شوالیه ⚔️ و یه دختر پیشگو 🦋* هستند❗️ خدمتگزار پادشاه و خدمتگزار کلیسا... کسانی که قسم‌خوردن فقط به کارشون وفادار باشن، اما چی می‌شه اگه کم‌کم دل‌شون رو بهم ببازن...؟ 😭😭😭✨️  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪.
این شما و این هم خوشگل بلاترین کتاب ایران 🦋⚔️🩵  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪.
293.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
منی که می‌دونم هدیه‌ها چیه... 🙂‍↔️🤭✨️  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪.
_خوندن *شوالیه و شاپرک* 🦋⚔️ مثل قدم زدن توی یه جنگل تاریک و مِه گرفته‌ست..._ قراره بریم به سرزمینی که پر از جادو و پیشگوییه 🔮 و با یک گروه عجیب و غریب همراه بشیم تا پرده از یه راز بزرگ برداریم. 🤫 رازی که تمام باورها و جهان دنیای کتاب‌مون رو به‌هم می‌زنه... 🫣  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪.
🔮 جادو توی این کتاب مثل کتاب‌های فانتزی دیگه نیست که شخصیت‌های داستان قدرت ذاتی داشته باشن یا طلسم اجرا کنن. جادوی این کتاب از *پیشگویی* می‌آد. شخصیت اصلی داستان ما همراه پنج دختر دیگه وظیفه دارن که ۱۰ سال در کلیسا پیش‌گویی کنن. ✨️ درواقع این پیش‌گوها واسطه‌ای هستن که نشانه‌های خدایان رو تفسیر می‌کنن و از روی این نشانه‌ها آینده رو پیش‌گویی می‌کنن. 🪙 توی کتاب یه‌سری اشیای جادویی هم داریم که باید همراه سیبل کشفش کنید... 🤫  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪.
اسم من سیبل دلینگ بود، الان شمارۀ ششم... یکی از دختران یتیمی که سال‌ها اسیر دیوارهای سرد کلیسای آیزلینگ بود. همه‌چیز قرار بود با ورود پادشاه جوان تغییر کنه، اما کی فکرش رو می‌کرد سرنوشت من به برخوردی ساده اما فراموش‌نشدنی با یک شوالیه گره بخوره؟⚔️  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪.
داشتم از مریضی می‌کردم که اون زن نجاتم داد. زنی که من را در آغوش گرفته بود، چشم‌بند به صورتش زده بود. بالای سرم خم شد و گفت سیبل دلینگ دیگر مرده. ازم پرسید حاضرم ۱۰ سال از عمرم رو در ازای عشق و محبتش بدهم و در کلیسا خدمت کنم؟ _چه پاسخی به جز بله می‌تونستم بدم؟_ همین که قبول کردم *من رو توی چشمه‌ی مثدس غرق کرد،* به حال مرگ افتادم و وقتی بیدار شدم انگار من هم مقدس و جادویی شدم. *انگار دوباره متولد شدم.*  ۪ ʚ͜ɞ ֺ۪ 𐔃𐔖𐔎𑜑 :@Lost_between_page ⋆ ࣪.